كوههاى سر به فلك كشيدهء قفقاز
پنجشنبه 20 ، صاف :
راه امروز 21 ورست بود . گيوكچاى قريه بسيار بزرگى بود و داراى خيابانى . پس به اينجا رفتيم و [ از دكان و بازار قريه ] شراب و گوشت خريديم تا زادراهمان باشد . 15 دقيقه از ظهر گذشته از اينجا به راه افتاديم ، و در ساعت دو و 45 دقيقه به واگاداش [ ؟ ] در فاصله 21 ورستى رسيديم . اينجا نشد كه زود اسب عوض كنيم ، و بناچار مانديم . از ديروز كه به راه جلگه افتاديم كوههاى قفقاز در فاصله دو - سه فرسخى در چشماندازمان بود . به رشتهكوهى برفگرفته و بلند رسيديم كه در نظرمان مرتفع ننمود ، اما گويا بلندترين قلهاش 151 ، 5 متر ارتفاع دارد . اين رشتهكوهها از درياى خزر تا درياى سياه كشيده ، تودرتو و بنددربند ، چنانكه گويى ديوارى است كه ميان آسيا و اروپا ساختهاند . بواقع مىتوان اين بلندىها را كوههاى سر به آسمان كشيده خواند . چندبار راهمان به شمال كشيد ، و از اين كوهها عبور كرديم . اما راهى كه از كنارهء غربى درياى خزر از باكو به پتروفسك مىرود و راه ديگر كه از تفليس تا ولادى قفقاز امتداد دارد هر دو سختگذر است . مىگويند كه مسافر اين راهها دشوارترين سفر را تجربه مىكند .
سركوب خانهاى آسياى ميانه
جمعه 21 ، كمى ابرى :
امروز 89 ورست راه پيموديم . در ساعت 2 صبح به راه افتاديم ، و 14 ورست كه پيش رفتيم ، در ساعت شش و نيم ، به چمباگرى [ ؟ ] رسيديم . در ساعت 7 باز روانه شديم و سربالا و سرازير تپهاى را پشت سر گذاشتيم ، و در ساعت 9 به رودخانه بزرگ كوره [ كر ] رسيديم .
پهناى اين رود 200 متر است و مردم با كرجى از آن مىگذرند . اين كرجى با طناب و قرقره به رشتهاى كه از اين سر به آن سر رودخانه كشيدهاند و با قرقره مىگردد وصل است ، و به اين وسيله مردم و چارپايان را از رود مىگذرانند . در واقع گونهاى پل [ شناور ] طنابى است . از اين رود كه رد شديم ، در ساعت نه و چهل دقيقه ، در چاپارخانهاى اسب عوض كرديم . تا اينجا 19 ورست آمده بوديم . در ساعت يازده و 25 دقيقه باز روانه شديم و در راه هموارى رانديم ، و يك ساعت و نيمه به قراچاى [ ؟ ] كه در فاصله 21 ورستى [ از مبدأمان بود ] رسيديم . پاولوف ژنرال روس را كه به باكو مىرفت ، در اينجا ملاقات كرديم . چون اسب [ تازهنفس ] چاپارى نبود ، نتوانستيم بيشتر پيش برويم و به ناچار مانديم . امروز در مسيرمان كالسكههايى پر از بار و وسايل كه از سوى مقابل مىراندند ديديم . شمار اين كالسكهها چنان زياد بود كه گمان كردم كه شايد حامل وسايل و مهمات لشكرى است كه به آسياى مركزى مىفرستند .