يكشنبه 16 ، صاف :
حاكم باكو يك ياور دوم پيشمان فرستاد ، و او را مأمور كرده بود كه درشكه براى سفرمان تدارك بكند .
دوشنبه 17 ، كمى ابرى :
باد جنوبى بسيار تند مىوزيد ، و در اين هوا مىبايست يك منزل به مسافت 5 / 55 ورست طى كنيم . در ساعت 9 صبح همهمان به دو درشكه نشستيم و به راه افتاديم . از شهر و گذرهاى باكو بيرون آمديم و در راه تپه و ماهور رانديم ؛ اما اينجا همچون بيابان ايران باير نبود ، و دهات آباد داشت . در اين فصل زمستان كه سفر مىكرديم ، محيط سرسبز نبود ؛ اما همه زمينها كشت شده بود .
سراى : نظم چاپارخانههاى روسيه
در ساعت يازده و 37 دقيقه به ايستگاهسراى رسيديم و در اينجا اسب تازهنفس به درشكه بستند . گويا اين منزل در فاصله 5 / 17 ورست از باكو بود . اين ايستگاه در واقع كاشانه يا چاپارخانهاى در بيابان بود . در اين مسير ، دولت روسيه در هر ده تا بيست ورست فاصله يك چاپارخانه ساخته است كه در اين ايستگاهها اسب درشكه مسافران و ارابههاى حمل بار را عوض مىكنند . در اين سرزمين ، راه چاپار نظم معيّنى دارد . حكم دولتى را بالاى ديوار زدهاند تا [ مسافران حقوق خودشان را بشناسند ، و حق آنها ] رعايت بشود . از اينرو مأموران ايستگاه براى آنكه مقررى خود را بگيرند ، به يقين اين ظوابط را رعايت مىكنند ، و كارها مانند ايران بىنظم و آشفته نيست . موازى جاده ، تير و ستونهاى تلگراف نشانده شده بود ؛ و نيز در هريك ورست فاصله يك ستون نشانه براى اعلام مسافت استوار شده ، و جلوى چاپارخانه هم نام آن ايستگاه و فاصله آنجا تا چاپارخانههاى پيش و پس از آن نوشته شده ، و اين علايم و نوشتهها با چراغ روشن شده بود تا شبهنگام هم مسافران بتوانند نام دقيق جا و منزل را بشناسند . اين موضوع كوچكى است ؛ اما رسيدن به اين جزييات نظم و ترتيب درست در كارها را مىرساند . با اين نمونه مىتوان تفاوت حال و هواى ادارهء امور عمومى در ايران و روسيه را قياس و تصور كرد .
كوههاى قفقاز
ظهر هنگام از اينجا به راه افتاديم و در سرازير و سربالاى كوه و تپه رانديم . در سمت راست