سازوآواز ايرانى براى مهمانان ژاپنى
پس از ديدار و گفتوگو با كنسول روس ، به محل اقامتمان برگشتيم . در اينجا على خان ميزبانمان براى پذيرايى و وقتگذرانى ما ساز و نقارهچى و مطرب فراخوانده بود .
گويا على خان از گروه اصلاحطلب بود و مقام بالايى داشت ، اما به او بدگمان شدند و سه درجه تنزل مقام يافت و به [ كارگزارى امور خارجه ] اينجا فرستاده شد . بهراستى همچنين يافتم كه او مردى كافى و كاردان و بلندفكر است ؛ به زبان فرانسه بسيار خوب حرف مىزد ، و ما از مصاحبتش شادمان و با پذيرايىاش آسوده و خوش بوديم . پسرش ، به نام حسين پاشا خان ، 13 سال داشت ؛ و او هم با زبان فرانسه آشنا و بسيار باهوش بود .
عيد ميلاد شاه
جمعه 7 ، صاف :
امروز هوا گرم بود ، و حرارت تا حدود 60 درجه فارنهايت رسيد . عصر هنگام براى رفتن به جشن عيد ميلاد شاه كه والى ما را به آن دعوت كرده بود من و همه همسفران بر كالسكه يا اسب نشستيم و روانه سراى حاكم شديم . جلوى در اين عمارت طاق نصرتى زده و بر آن چندين چراغ آويخته بودند ، و اينجا و آنجا هم بر سه پايههاى چوبى چند ده چراغ سفالى گذاشته و چراغانى كرده بودند . اين پايههاى چراغ را نمىشد شمرد ، و شايد كه چند صد تا در بيرون و ورودى و باغ خانه چراغ گذاشته بودند و نماى آن مانند ستارههاى روشن در آسمان بود . به عمارت اصلى كه رسيديم ديديم كه تمثال بزرگى از شاه آويخته و والى و ديگر مقامهاى حكومت همه با لباس رسمى نشستهاند . ما هركدام خودمان را معرفى كرديم « 1 » ، و پس از خوردن چاى و شيرينى به اتاق ناهارىخورى كه به طرز فرنگى مبله شده بود رفتيم . از خارجىها فقط كنسول روس و ما [ ژاپنىها ] بوديم و ديگران كه سر ميز نشستند همه ايرانى ، و ميهمانان بر روى هم 22 نفر بودند . در اين مهمانى [ شام نشسته ] سخنرانى تهنيت يوشيدا و نطق جوابيه والى و مراسم ديگر انجام شد . در مدت اين مهمانى ، گروه نوازندگان در بيرون تالار آهنگهاى ايرانى مىنواخت . چون شام تمام شد و به عمارت اصلى رفتيم ، آواى موسيقى رفتهرفته نزديكتر به گوش آمد تا كه وارد اتاق شديم و [ ديديم كه ] دو پسربچه كه مويشان را تا دوش بلند كرده و دامن پرچين كوتاه زنانه پوشيده بودند ، دايرهزنان در برابر ميزبانان و ميهمانان به آهنگ موسيقى كه نواخته مىشد مىرقصيدند ، كه بسيار خوشايند و دلپذير بود .
هامش
( 1 ) . جملهء ژاپنى را مىشود چنين هم معنى كرد كه هركس از حاضران نام خودش را گفت .