پاچنار
راه سرازيرى كه اكنون در آن مىرفتيم خيلى سختگذر بود ، و چندبار به ناچار از اسب پياده شديم و راه پيموديم . آفتاب كمكم در سوى مغرب پايين مىرفت ، و هوا تاريك و راه سپردن دشوار مىشد . فقط در نور [ كم سوى ] هلال ماه نو در راه سختى كه مانند رودهء گوسفند پيچ در پيچ بود ، مىرفتيم . در ساعت 7 شب در مسير شرق به غرب افتايم و به رودخانه بزرگى رسيديم . در اينجا راه سرازير يكسره ناپديد شد . ساعت هفت و 15 دقيقه در چاپارخانه پا چنار فرود آمديم . گويا مسافت اين منزل كه پيموديم 3 فرسخ بود . در اينجا كه از بلندىهاى مسير چند صد متر پايين آمده بوديم هوا معتدل و مطبوع و همچون بهار بود .
منجيل و درختان زيتون
سهشنبه 4 ، صاف :
در ساعت هشت و 35 دقيقه صبح از اين منزل به راه افتاديم و به رودخانه بزرگى به پهناى حدود چهارصد - پانصد ذرع كه از جنوب به شمال جارى بود رسيديم . آب رودخانهاى كه ديروز از آن گذشتيم مىبايست به اين رود مىريخت و به آن مىپيوست . اين آب گلآلود بود ، اما جريانى بس تند و قوى داشت . حدود نيم فرسخ در طول كناره غربى رودخانه راه رفتيم تا به يك پل سنگى رسيديم و از آن گذشتيم و بار ديگر در كنار شرقى رودخانه راه پيموديم ، و دوباره وارد راه كوهستانى شديم ؛ و 45 دقيقه بعدازظهر در چاپارخانه منجيل فرود آمديم . گويا در اين منزل چهار فرسخ راه پيموديم . منجيل از هر سو در احاطه كوهها ، اما قريه بزرگى بود با هواى معتدل و محيط سرسبز و درختان هميشهبهار . نوع درختان آن زيتون !
همانند ماك « 1 » ژاپن بود . خاكى بسيار حاصلخيز داشت ، و اينجا كشتزار گندم هم ديديم . در اين قريه ناهار خورديم ، اما اسبهاى آماده نبود تا مركوبمان را عوض كنيم . پس به انتظار مانديم تا اسب آوردند .
در راه كوهستان
در ساعت 4 و 15 دقيقه عصر از اينجا روانه شديم و مسافتى كه رفتيم به كنار رودخانه رسيديم و از پل آجرى بزرگى گذشتيم و به سوى غربى رودخانه رفتيم . در امتداد آن راهى بود كه در دامنهء كوه سنگى سمت غرب رودخانه بريده و ساخته بودند . اين تنگه فقط سه ذرع پهنا داشت
هامش
( 1 ) .Blackpine( كاج سياه )