تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
كناره دره كه ته آن رودخانه‌اى روان بود [ رودخانه كرج ] افتاد . اين رود از كوهستان شمالى سرچشمه مىگيرد و به جنوب روان مىشود ؛ حدود 300 ذرع عرض دارد و آبش صاف و پاك اما اندك است . در اينجا از پل آجرى از اين رود گذشتيم و باز در جاده هموار رانديم . در ساعت چهار و 15 دقيقه در چاپارخانه حصارك [ ؟ ] « 1 » اسب عوض كرديم . گويا اينجا تا منزل پيشين چهار فرسخ فاصله داشت . در اين هنگام آسمان را ابر گرفت و كمى تگرگ باريد . در ساعت پنج و پنج دقيقه از اينجا روانه شديم و باز در جادهء هموار رانديم تا كه در ساعت هفت و نيم در كاروانسراى ينگى امام فرود آمديم . اينجا مهمانسرايى براى استراحت شاه و با حصار و برج بلند به كاخ تابستانى مانند بود . ما در اتاق طبقه اول اين ساختمان منزل گرفتيم .

قشلاق ؛ كونده

جمعه ، 31 ، ابرى و گاه صاف : ساعت هشت و 20 دقيقه صبح روانه شديم ، و در ساعت ده و نيم در چاپارخانه قشلاق اسب عوض كرديم . فاصله اينجا تا منزل پيشين را چهار فرسخ مىگويند . در ساعت 11 و 20 دقيقه از اينجا به راه افتاديم و ساعت يك و چهل دقيقه به كونده ، منزل بعدى و در 4 فرسخى ، رسيديم . ناهار خورديم و اسب عوض كرديم . در ساعت دو و 45 دقيقه باز به راه افتاديم ؛ و در ساعت چهار و 40 دقيقه به قزوين در چهار فرسخى اينجا رسيديم .

قزوين و مهمانخانهء آن

قزوين بر سر دوراهى تبريز و رشت است . اين شهر داراى حصارى قلعه مانند به طول حدود يكهزار ذرع [ هر برآن ] است . اينجا را حدود دويست سال پيش از اين شاه عباس به پايتختى برگزيد . پيرامون قزوين همه‌جا باغ پردرخت و كشتزار سبز و زمين بسيار حاصلخيز ديده مىشد ؛ اما خانه‌هاى درون حصار شهر بيشتر به ويرانى افتاده و فقط حدود يك‌چهارم خانه‌ها مسكون بود ؛ بناهاى ديگر همه فروريخته و متروك و ويران بود و ديدن نداشت . اما مهمانخانه اى كه در آن منزل گرفتيم ساختمان بلند سه طبقه‌اى بود با پهناى سى و چند ذرع هر برآن ، كه طبقه بالايى استراحتگاه شاه و [ در و ديوار و سقفش ] با زر و سيم و لاجورد و رنگ‌هاى ديگر نقش‌اندازى شده بود . تلگرامى كه خبر از ورود ما مىداد به قزوين رسيده و حاكم فرستاده‌اى را حامل هديه ماهى و سبزى براى احوالپرسى روانه كرده بود . نوكران و فراشان هم براى
هامش
( 1 ) . در ضبط فوروكاوا « مراسك » خوانده مىشود .