بهرهء چهارم روزنامه سفر بازگشت
بازگشتن از راه اروپا
پنجشنبه 30 دسامبر ، ابرى ، 50 درجه . « 1 »
( از اين پس ، در روزنامه سفرم درجه حرارت هوا را نمىنويسم . ) ساعت 9 صبح همه تدارك سفرمان آماده شده بود و به دو كالسكه كه براى مسير [ تهران ] تا مزرا [ خرزان ؟ ] كرايه كرده بوديم سوار و از محل اقامتمان ، باغ ايلخانى ، روانه شديم . برابر حسابم ، اقامتمان در تهران از ده سپتامبر كه وارد اين شهر شديم تا ديروز [ نزديك ] چهار ماه يعنى 110 روز شد . در اين مدت [ تابستان سرآمد و ] داغى آفتاب گذشت و برگريزان [ خزان ] آمد و باد سرد شمالى وزيدن گرفت و بر كوههاى البرز برف نشست و مردم در بيرون خانه در لباس گرم و پوستين آمدورفت مىكردند . اختلاف و تضاد اين هواى [ سرد زمستان ] با گرمايى بيش از 150 درجه فارنهايت در نواحى جنوبىتر شيراز به راستى شگفتىآور است .
سختىهاى غربت
ما در چنان فصل گرمى از مسير ناحيه گرم آمديم . از اينرو ، هيچكدام از همسفران لباس براى فصل سرد نداشت . رختهايى مانند لباس پشمى درشتبافت كرمانى و پوستين و يك لباس خواب كه در اصفهان خريديم با خود داشتيم . در مدت اقامت در ايران ، در ميان شب باد
هامش
( 1 ) . از اينجا ، شرح سفرنامه ديگربار صورت يادداشت روزانه پيدا مىكند .