[ سرخ ] و گل داوودى و درخت و بوتههاى ديگر ، اگر چنانكه بايد كاشته و مراقبت شود ، خوب رشد مىكند .
قلم و دوات
ايرانىها ابزار تحرير را در جعبه باريك و بلندى كه دوات مركب و قلمنى در آنجا مىگيرد [ - قلمدان ] ، و به « ياتاته » ژاپنى مانند است ، مىگذارند . هنگام نوشتن ، كاغذ را به دست [ چپ ] مىگيرند و [ در حال يك زانو نشسته ] آن را به جاى ميز روى زانو مىگذارند و بر آن مىنويسد . براى مهر كردن هم مهر را مركب مىزنند و با آن مهر مىكنند . قلم آنها از نىنازك است كه سر آن را تراشيدهاند و آن را مانند پرغاز اروپايىها بهدست مىگيرند و با آن مىنويسند .
حمام
ايرانىها همه حمام كردن دوست دارند . در شهر ، گرمابههاى عمومى ، كه « حمام » خوانده مىشود ، بسيار است . درست همان حمام بخار است ، يا آنچه كه انگليسىها حمام تركى مىگويند . حمام را در جاى گود مىسازند و كف و ديوار آن را با كاشى فرش مىكنند و مىپوشانند . جاى درآوردن و بازپوشيدن لباس [ - سربينه ] و گرمابه و خزينه حمام جداگانه است . در وسط سقف همه اينجاها سوراخى است كه بر آن شيشه ضخيم انداختهاند تا حمام نور بگيرد و نيز بخار [ اضافى ] بيرون برود . از اينرو اگر در فصل سرماى سخت هم وارد گرمابه شويم ، [ حرارت ] اينجا مانند هواى مطبوع بهار است . اما در اتاق گرمابه هيچ آب گرم ديده نمىشود ، و فقط بخار مىبينيم . آب گرم در جاى ديگر كه يك ديوار آن را از گرمابه جدا مىكند [ - خزينه ] است .
چنين نيست كه آتشى بيفروزند تا آب حمام [ يا خزينه ] را گرم كنند . در بالاى حمام و هم سطح زمين و در اطراف آن زباله و پهن انباشته شده است تا حرارت آن به آب خزينه حمام منتقل شود [ ! ] مشترى كه وارد حمام مىشود ، كارگر حمام آماده خدمت است كه او را بشويد يا چركش را پاك بگيرد . [ پس از اين كيسه كشيدن و شستوشو ] احساس بسيار خوشى داشتم . )
نمايش امتعهء ژاپن
ما براى كارهاى مأموريت دولتى و امور تجارى حدود چهار ماه [ در تهران ] مانديم . در اثناى