جشنها و اعياد
در روزهاى جشن و مراسم ، محيط شهر بسيار زنده و پرتحرّك است . [ در اعياد ] در ميدان جلوى ارك آتشبازى مىكنند . در ماههاى اقامت ما در تهران جشن عروسى يكى از شاهزاده خانمها با برادرزادهء وزير دربار پيش آمد . در خانه وزير دربار [ - قوللر آقاسى ] براى هفت شبانهروز جشن گرفتند ، و دروديوار خانه و لب بام و توى باغ خانه و جاهاى ديگر را با صدها يا هزارها شمعدان چينى زينت كرده بودند ، و شعله اين همه شمع در يكجا به معبد بودايى [ در شبهاى خاص زيارت اموات ] مانند بود . [ در جشنها ] آتشبازى هم داشتند ، اما كيفيت ساخت آن خوب نبود ، و فقط دو سر خمپاره را آتش مىزدند و صداى مهيبى بلند مىشد و از دورمانند صداى جنگ و درگيرى سخت به گوش مىآمد . مطالب ديگر را درباره رسوم و اعياد اسلامى در شرح مراسم مذهبى در بخش معرفى احوال ايران نوشتهام و اينجا نمىآورم .
سازهاى موسيقى
از سازهاى موسيقى ايران نى است و تنبك ، كه پوستى است كشيده بر بالاى چيزى كه به كوزه چينى شبيه است ، و سازى « ويلن مانند » [ - كمانچه ] و سنتور كه جعبهاى ذوذنقهشكل دارد « 1 » بازههاى مسين [ يا ، برنجى ] در چهار رديف كه بر روى هم 18 تار دارد . صداى اين ساز با سازهاى اروپايى تفاوت دارد و در محدودهء نواهاى آسيايى مانده است .
گل و گياه
هواى تهران صاف و بىابر است و اينجا در ناحيه خشك است و باران كم مىبارد .
ما روز دهم سپتامبر به تهران رسيديم ، و نخستين باران كه ديديم روز 29 ماه نوامبر [ پس از پنجاه روز ] بود . از اينرو [ درخت و بوته را دستى آب مىدهند چنانكه ] در باغ محل اقامت ما پاى هر درخت و بوته گودالى بود و هر سه روز يكبار باغبانى مىآمد و از حوض ميان باغ آب برمىداشت و در اين گودالها مىريخت . آب [ براى مصارف گوناگون ] و آب آشاميدنى تهران همه از كوهستان البرز و در جوىهايى كه بستر ريگى و سنگى دارد ، مىآيد .
در هر گوشهوكنار تهران چاه آب زدهاند [ كه براى مصارف گوناگون بهكار مىآيد ] ، و آب مخازن و آبانبارها را [ كه از آب جوى پر مىشود ] صرف آشاميدن انسان و چاپار مىكنند . با اين خشكى هوا ، درخت و بوته اگر آبيارى نشود مىخشكد ؛ اما نهالهاى سيب و هلو و بوته گل
هامش
( 1 ) . فوروكاوا « مانند هاكاما يا شلوار قديم ژاپنى » [ - مانند شلوار كردى ] نوشته است .