سياه بود . تا چند سال پيش به مدت 27 سال از خدمه دربار بود و به تازگى نايب التوليه [ آستان قدس ] و مأمور مشهد شده بود ؛ اما پس از عزل سپهسالار ، او ديگربار وزير امور خارجه شد . ما را به گرمى پذيرفت و دوستانه گفتوگو كرد ؛ اما پيدا بود كه هنوز به معاشرت با خارجىها عادت ندارد .
شاهزادهء افغان
اسكندر خان شاهزاده افغان ، 38 ساله ، كه درجه سرتيپ اول داشت و برادرزاده عبد الرحمن [ خان ] پادشاه افغانستان . . . بود . او سالها پيش افغانستان را ترك گفته و در لندن اقامت گزيده بود ، و چون جنگ انگليس و افغان پيش آمد ، به ايران آمد و فرماندهء فوج افاغنه كه سربازان خاصه سلطانىاند شد . قدش به حدود 180 سانتيمتر مىرسيد . طبعى صميمى و بىريا و صدايى همچون رعد داشت . انگليسى مىدانست و ما با او معاشرت داشتيم و بارها ملاقات كرديم .
آدابورسوم در تهران
تجمّلدوستى رجال
اكنون مىپردازد به شرح بخشى از آدابورسوم تهران ؛ اما چون مطالب بسيار و متنوع است دستهبندى كردن آن دشوار مىنمايد ، پس تا آنجا كه فكر راه دهد سخن را ساده مىآورد و هر مطلب را جداگانه شرح مىدهد .
در مثل مىگويند كه دو نفر كه در خيابان به هم برسند ، سومى كه از راه مىرسد سرباز است و پنجمى شاهزاده است و هفتمى سرتيپ است . از اينجا مىتوان به كثرت شمار اينان [ سرباز و شاهزاده و صاحبمنصب نظام ] پى برد .
اكابر و اعيان اين مملكت تجمل و تفاخر را بسيار دوست مىدارند ، و بهويژه در لباس و در زين و برگ اسب زينت طلا و نقره [ زردوز و زركوب ] زياد به كار مىبرند . رسم چنين است كه اعيان و اشراف كه از خانه بيرون مىروند چند نوكر و فراش در جلو و عقبشان روان شوند . از اينرو است كه وزراى مختار خارجى هم با چنين موكبى حركت مىكنند و سربازان سواره پيشوپس كالسكهشان مىروند . مردم بالاتر از طبقه متوسط شبها كه بيرون مىروند يكى - دو نوكر فانوسكش همراه دارند . شكل اين فانوسها مانند اوداوارا چوچين
Odawara Chochin
ژاپنى است ، و گاهى تا حدود نيم ذرع قطر و نزديك به يك ذرع بلندى دارد .