پذيرايى از ميهمان با چاى و قليان
به خانه اشراف و اعيان دولت كه مىرويم ، هربار چند نوكر دوان به استقبال مىآيند . مهمانان در پاى ساختمان [ بيرون اتاق ، در دهليز ] كفشهاشان را درمىآورند و وارد اتاق مىشوند ، و اينجا بر زمين مىنشينند .
ترتيب و آداب سلام و تعارف چنين است كه دست راست به سينه مىگذارند و سر را كمى خم مىكنند [ به نشانه اداى توقير و احترام ] .
براى مهمان ، چاى و قهوه و چپق و قليان مىآورند . در چاى شكر [ يا قند ] مىريزند . شير هم كنار چاى نمىگذارند . در نوشيدن قهوه همچنين است . چاى و قهوه را در ظرف كوچك [ به ترتيب ، استكان و فنجان قهوهخورى ] مىدهند . چاى را در گيره طلا يا نقره كه استكان شبيه جام [ ساكهخورى ژاپنى ] توى آن است و روى گيره هم با چند تكه سنگ كوچك سرخ و سبز زينت شده است ، تعارف مىكنند . طرز قليان كشيدن چنين است كه در كوزه قليان فلزى يا چينى ساخته شده به طرح كدوى قليانى [ ! ] آب مىريزند و روى آن [ از دهنهاش ] چوب قليان كه به شكل برج عبادتگاه بودايى تراشيده شده است و بالاى آن سر قليان فلزى جاى تنباكو دارد مىگذارند . روى اين تنباكو چند تكه زغال سرخشده مىنهند ، و با مكيدن هوا از نى قليان دود تنباكو را كه از سوراخ چوب قليان و از ميان آب كوزه قليان مىگذرد ، مىكشند . در مدت ديدار و گفتوگو در ميهمانى بارها قليان مىآورند ، به طورى كه حساب آن از دستمان در مىرود . نوكرها براى قليان آوردن سخت در تكاپو و تقلا هستند . قليانى هست كه فقط يك نى قليان دارد و يك نفر مىكشد ، و گونهاى ديگر از قليان هست كه يك يا دو كوزه قليان در ميان مىگذارند و چند نفر در يك حلقه از چند لوله قليان كه از چوب قليان جدا شده است ، مىكشند . با كشيدن قليان ، آب در كوزه قليان به قلقل درمىآيد و صداى آن اتاق را پر مىكند .
لقمه برداشتن با دست
در وصف خوراك و عادت غذايى مردم ، در شرح [ اقامت در ] شيراز شمهاى ياد شد ، و در اينجا به تكرار نمىپردازد ، جز يادآورى اينكه ايرانيان هيچ گوشت خوك نمىخورند ، و از خوردن ماهى هم كه فلسدار نباشد پرهيز دارند . هنگام غذا خوردن كارد و چنگال يا چوب غذاخورى به كار نمىبرند ، و برابر عادت لقمه را با دست راست برمىدارند و به دهان مىگذارند . هرگز با دست چپ لقمه برنمىدارند ، زيرا كه دست چپ را براى طهارت به كار مىبرند . براى طهارت از كاغذ [ توالت ] استفاده نمىكنند ، و با آبى كه در ظرف كوزهمانند است [ - آفتابه ] طهارت مىكنند . از اينجا مىتوان طرز طهارت آنها را تصور كرد .