و آسمان هم به پيوسته است و ما در اقيانوسى پيش مىرويم . « 1 » راه هم ريگزار بود ، و هيچ سنگ و صخرهاى نبود . 3 فرسخ كه رفتيم به قريه نصرآباد رسيديم و در چاپارخانه اينجا فرود آمديم . گويا در اين منزل 6 فرسخ راه آمده بوديم . اينجا فقط چاپارخانه و كاروانسرا بود ، و در دوردست دو - سه قلعه روستا به چشم مىخورد .
سنسن ، شوراب ، پاسنگان
پنجشنبه 2 ، صاف ، 100 درجه :
ساعت دو و نيم بعدازظهر از سنسن روانه شديم و ميان دشت هموار رانديم ، و حدود يك فرسخ كه پيش رفتيم راهمان به ميان دو كوه صخرهاى كه از چپ و راست كشيده مىشد رسيد و تپه و ماهور شد . پس از آن راه به هموارى رسيديم و در 3 فرسخى سنسن از روستاى شوراب گذشتيم . در شوراب كاروانسرايى بود ، و كنار آن بستر رودخانهاى . دنباله راهمان هم هموار بود ؛ و ساعت 11 و بيست دقيقه شب در چاپارخانه پاسنگان فرود آمديم . گويا در اين منزل 7 فرسخ راه پيموده بوديم .
اينجا هم مانند سنسن فقط چاپارخانه و كاروانسرايى بود . در سوى چپ مسيرمان كوه و تپههاى صخرهاى امتداد داشت و سوى راست سرتاسر بيابان هموار بود . در بيابان بىحاصل چيزى ديده نمىشود ، و نمىتوان دانست كه انتهاى آن كجاست ، و اينجا آبانبار قابل استفادهاى نداشت و دو آبانبار با بام گنبدى بود ؛ اما آبش راكد بود و نمىشد نوشيد ، و نماى آن هم دلازار بود .
قم
جمعه 3 ، صاف ، 103 درجه :
ساعت ده و نيم از پاسنگان به راه افتاديم و در دامنه كوه صخرهاى كه در سوى چپ مسيرمان بود پيش رفتيم ، و حدود 2 فرسخ كه رانديم از قريه جمكران و در دشت فراخى رانديم تا كه در ساعت 4 بعدازظهر به قم رسيديم ، و در چاپارخانه اينجا فرود آمديم . گويا اين منزل كه پيموديم 4 فرسخ بود . قم شهر بزرگى است و محل عبور و دادوستد كالاى گوناگون ، و به واسطه اين رونق تجارى هفت - هشت هزار جمعيت دارد .
هامش
( 1 ) . تعبير ژاپنى است براى وصف احساسى كه در پيمودن بيابان برهوت دست مىدهد .