منزل سه
ساعت 3 و نيم بعدازظهر كه داشتيم از اينجا روانه مىشديم ، يوشيدا رسيد و او را ديديم . ما تند اسب رانديم تا بيابان پهناورى را كه در پيش بود در اين منزل بپيماييم . حدود 5 فرسخ كه رفتيم راهمان به گردنه افتاد . ساعت يك و نيم بعدازنيمهشب در كاروانسراى سه فرود آمديم .
اينجا ايستگاه خط تلگراف داشت ؛ اما چاپارخانه نبود . اين آبادى در درهاى ميان كوهستان ساخته شده و جايى خوش آب و هوا بود ؛ و گويا اين منزل كه آمديم 7 فرسخ بود .
قهرود
دوشنبه 30 ، صاف ، 80 درجه :
ساعت 3 و نيم بعدازظهر از سه روانه شديم ، و در باريكه راه كوهستان پيش رفتيم . در چپ و راست مسيرمان صخرههاى كوهستان بود ، به نمايى كه پندارى آن را تراشيده و استوار كردهاند . راهمان در اين مسير از تپه و كوه مىرفت و خاك ، اينجا و آنجا ، به رنگ سرخ يا كبود يا خاكى مىشد ، چنانكه گويى زمين را رنگ و نقش زدهاند . از باريكه راه كوهستان كه بالا رفتيم و حدود 3 فرسخ رانديم ، به جايى به ارتفاع حدود 265 مترى از سطح دريا رسيديم ، و از اينجا سراشيب تندى را پايين آمديم . در اين مسير ، در تاريكى ، صداى آب چشمهاى كه در كوهستان برمىجوشيد و روان مىشد به گوش آمد . در ساعت 12 نيمهشب در چاپارخانه قهرود فرود آمديم . گويا مسافت منزلى كه امروز پيموديم 5 فرسخ بود . گفتند كه بلندترين كوه در ميان بلندىهايى كه امروز از آن گذشتيم حدود 3545 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .
زالزالك
سهشنبه 31 ، صاف ، 92 درجه :
ساعت 10 و چهل دقيقه از قهرود روانه شديم . اينجا آبادى ميان كوهستان و در درهاى بود و داراى درختان ميوهء بسيار . درختان تناور گردو سر به آسمان كشيده ، و گلابى و سنجد و زردآلو و درختان سيب و درختان ديگر نيز بود . ميوهاى مانند آلوى كوچك كه مزه بسيار خوبى دارد خورديم . درخت آن با شاخ و برگ انبوه درههاى پيرامون اين آبادى را پوشانده ، و ميوههاى سرخرنگ لابهلاى برگ سبز درختان منظرهاى بديع ساخته بود . در ميان راه جويبارى روان ديديم ، و به صداى آب كه از برخوردن آن به كف سنگى و قلوهسنگهاى جويبار به گوش مىرسيد احساس خنكى كرديم .