تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
است ، و غلات و محصول گوناگون بار مىآيد . امروز تا بعدازظهر معطل مانديم كه كارهايمان را آماده كنيم و از اصفهان راه بيفتيم . اما پيش‌آمدى شد كه نتوانستيم عزيمت كنيم . اندرياس آلمانى را ، كه از شيراز به خدمتمان در آمده بود ، جواب گفتيم .

گز

جمعه 27 ، صاف ، 85 درجه : ساعت 5 بعدازظهر از جلفا پا به راه نهاديم و به سوى شمال اصفهان رانديم ، و بيابان هموارى را پيموديم تا در ساعت 11 شب به آبادى گز رسيديم و در چاپارخانه اينجا فرود آمديم . گويا فاصله تا اين منزل كه امروز آمديم 4 فرسخ بود . امشب در بيابان راه گم كرديم ، پس به اين منزل ديرتر از آن‌كه بايد رسيديم . قرار شد كه دو تن از همراهان ، يوشيدا و [ مترجم هنديمان ] رام‌چندرا ، با اسب چاپارى روانه بشوند . پس هنوز در اصفهان مانده‌اند . من و ديگران از آنها جدا شديم و [ كاروانى ] به راه افتاديم .

مورچه‌خورت

شنبه 28 ، صاف ، 85 درجه : ساعت 4 صبح از گز به راه افتاديم و در بيابانى پرپهنه رانديم ، و آن‌گاه از كوهى سخت‌گذر عبور كرديم . راه‌مان از تپه و هامون مىگذشت ، و سرانجام در ساعت يازده و پنجاه دقيقه شب به مورچه‌خورت رسيديم و در چاپارخانه فرود آمديم . گويا در اين منزل 6 فرسخ راه پيموديم . اينجا قلعه‌اى [ - آبادى محصور ] داشت با خانه‌هاى بسيار و آب آشاميدنى خوشگوار .

خوراك ماهى

يك‌شنبه 29 ، صاف ، 85 درجه : پيش از ظهر در جويبارى كه جلوى چاپارخانه روان بود با تور پشه‌بندمان بيست - سى ماهى كوچك گرفتيم و [ كباب كرديم و ] خورديم . در راه سفرمان ، سس لوبيا [ چاشنى غذاى ژاپنى ] و سركه به‌دست نمىآيد ؛ اما بىاين‌ها هم‌چون سى روز مىشد كه ماهى نخورده بوديم ، اين غذا خيلى مزه كرد .