سدّ خاكى
از اينجا راهمان پيچدرپيچ شد ، و حدود نيم فرسخ كه رفتيم از درختان دور افتاديم و يك فرسخى كه كنار رودخانه راه پيموديم به سدى كه جلوى آب بسته شده بود رسيديم . ميان دو كوه سخت ، در فاصلهاى حدود 600 متر ، سدى با خشت به عمق حدود پانزده - بيست ذرع ساخته بودند . پشت اين سد در اين هنگام آب نبود ؛ اما با ذخيره شدن آب ، گنجايش چند ده هزار متر مكعب آب داشت . حدود يك فرسخ كه رفتيم ، به جلگه رسيديم و در دشتى هموار و برهنه حدود سه - چهار فرسخ راه پيموديم ، و ساعت 7 و پنجاه دقيقه بعدازظهر وارد شهر كاشان شديم و در چاپارخانه فرود آمديم . گويا منزلى كه امروز پيموديم حدود 7 فرسخ راه بود .
كاشان ، بر كنارهء كوير
كاشان شهر بزرگى است با سه - چهار هزار خانه ، و توليد و تجارت گوناگون در اينجا رونق دارد . گفتند كه از اينجا [ به سوى شمال ] ديگر جزو ولايت اصفهان نيست و تابع حكومت تهران است .
چهارشنبه 1 سپتامبر ، صاف ، 95 درجه :
يوشيدا هماكنون به اين منزل رسيده و در ساختمان ايستگاه تلگراف بود . گويا رامچندرا پيشتر روانه تهران شده بود . از اينرو ، پس از مشورت با يكديگر ، دو نفرمان كه يوشيدا و يوكوياما باشند با اسب چاپارى راهى تهران شدند .
شهر كاشان نزديك دشت شورهزار كوير است ، و در سوى راست مسيرمان تا يكى - دو فرسخ كه چشم كار مىكرد مىديديم كه سراسر تپه و كوه و بيابان است . باد صحرا پيوسته بر ريگها مىوزيد و با روى هم انباشتن ريگها كوه و تپه درست مىكرد . با اين اقليم ، آب اينجا همه شور است و هوا هم تبدار و داغ ، چنانكه اين روزها حرارت از نود و چهار - پنج درجه [ فارنهايت ] پايينتر نيامده بود .
نصرآباد
ساعت 4 بعدازظهر از كاشان به راه افتاديم . در سوى راست مسيرمان تپههاى ريگى و در سوى چپ كوههاى صخرهاى مىديديم ؛ اما حدود 2 فرسخ كه رفتيم ديگر تپه ريگى پيدا نبود ، و همه جا تا چشم كار مىكرد بيابان و زمين بىحاصل مىديديم و چنين مىنمود كه زمين