و پيشتر وصف كردم پيموديم ، و نزديك دهانه بازار به ميدانى راستگوشه رسيديم كه 600 ذرع درازا و حدود 160 ذرع پهنا داشت ، و پيرامون آن سراسر ساختمان چندطبقه با ايوان جلو و پنجرههاى گنبدى كه به ميدان نگاه مىكرد بود . اين ميدان به حياط ميان سراى بزرگى مانند بود كه يك سوى آن دروازهاى معظم است . اين دروازه در واقع ورودى مسجد بزرگى است كه ساختمان آن نهايت عظمت و زيبايى را دارد . مانند همه مسجدهاى ايران ، بر بام شبستان اينجا هم گنبد زده و سطح اين گنبد با كاشى پوشيده شده است . كاشىهاى نماى مسجد و گنبدها گاه زرين است ، و كاشى اين مسجد همچنين بود . اين گنبد سر به آسمان كشيده بود . و حال و هواى شگفتىانگيزى داشت . دروازه مسجد به دالان چارگوشى باز مىشد [ كه به حياط مسجد و شبستان مىرسيد ] .
بازار
از اين ميدان كه گذشتيم ، به بازار رسيديم . بازار بامهايى گنبدى شكل دارد ؛ و [ در حجرههاى آن ] چيزهاى گوناگون براى فروش به نمايش گذاشتهاند . شرح آن پيشتر ياد شد .
چهلستون ، آيينهخانه
پس از ديدن بازار ، به ميدان [ نقشجهان ] بازگشتيم و از يك دروازه آن بيرون آمديم ، و پس از گذشتن از چند دروازه و قيصريه [ - خيابان سرپوشيده ] باز به كاخى مانند آنكه وصفش را آوردم رسيديم . جلوى اين كاخ حوض چهار گوشهاى ساخته از سنگ و آبنماى باغ بود كه حدود يكصد ذرع درازا و 10 ذرع پهنا داشت . قسمت پشت اين كاخ چند اشكوبه و براى سكونت ساخته شده بود . شايد كه اينجا حرمخانه پايتخت [ صفوى ] بود . پيرامون ساختمان باغى بود با انبوه درختان چنار ، و اين باغ با ديوارى بلند احاطه شده بود كه دروازهاى در ميان داشت و در اينجا قراولان به پاسدارى ايستاده بودند . گفتند كه اينجا هم كاخ شاه عباس بوده است . با ديدن اين كاخ ، عظمت آن روزگار و پادشاهى را مىتوان تصور كرد . از اينجا توى شهر رفتيم ؛ بار ديگر خيابانى را كه رديفهاى درختان چنار در طول آن بود پيموديم ، از پل گذشتيم ، و ساعت 8 شب به محل اقامتمان رسيديم .
اصفهان ، نصف جهان
پنجشنبه 26 ، صاف ، 85 درجه :
اينجا هوا بسيار خنك و خوش است ، و بهترين جاى ايران است . زمين هم براى زراعت مستعد