تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

مرق

يك‌شنبه 22 ، صاف ، 85 درجه : ساعت 6 صبح يوكوياما با اسب چاپارى پيش از ما روانه اصفهان شد تا كه ، به گمانم ، با رام‌چندرا كه جلوتر به اينجا رسيده بود گفت‌وگو بكند . ما در ساعت 4 بعدازظهر به راه افتاديم ؛ و دو فرسخ كه رفتيم مىبايست از صخره كوه بگذريم . آفتاب غروب كرده بود . گردنه سخت‌گذرى را پيموديم و باز به دشت هموار رسيديم و در ساعت 12 ، نيمه‌شب ، در مرق فرود آمديم . در اين منزل 6 فرسخ راه طى كرديم . مرق ميان بيابان پرپهنه‌اى است و جز چاپارخانه‌اى و كاروانسرايى هيچ بنا در آن نيست و ساكنى ندارد . به چاپارخانه كه رسيديم ، مسافران ديگر [ كه پيش از ما آمده بودند ] همه اتاق‌ها را گرفته بودند ؛ و ناچار بر سكوى ميان حياط چاپارخانه فرود آمديم و آسوديم .

چشم‌انداز اصفهان

دوشنبه 23 ، صاف ، 85 درجه : ساعت 5 [ صبح ] از مرق روانه شديم و كم‌وبيش دو فرسخ كه رفتيم از رشته‌كوهى گذشتيم ؛ و به جلگهء آن سوى اين كوه كه رسيديم دورنماى شهر بزرگى ديديم . اصفهان در چشم‌اندازمان بود . اين شهر در ميان جلگه‌اى است كه اندازه هر بر آن حدود سه فرسخ و پهناى شهر حدود نيم كيوتو [ پايتخت قديم غربى ] ژاپن است ، و گويا 000 ، 60 نفر جمعيت دارد . به دامنه‌هاى كوه كه رسيديم كم‌كم وارد شهر مىشديم .

زاينده‌رود و پل‌هاى آن

كنار اين شهر رودخانه‌اى است ، و ديدم كه پارچه‌هاى چيت [ قلمكار ] بسيار در آن مىشستند ؛ و اين منظره تا اندازه‌اى به شستن پارچه‌هاى تازه نقش انداخته در كاموگاوا [ - رود كامو ] در كيوتو مانند بود . بر اين رود پلى آجرى بسته‌اند كه نزديك 200 ذرع طول دارد و زير چشمه‌هاى پل همه با سنگ فرش شده است ، و از آن‌جا [ به ميان و بالاى پل ] پلگان ساخته‌اند . آب از ميان چشمه‌هاى فراوان كه زير پل باز كرده‌اند روان است . در ديوارهاى قوسى چشمه‌ها كه پايه پل است آجر كار شده ، و بالاى آن راه عبور است كه كف آن هم با سنگ فرش شده و كنارش ديواره‌اى ساخته‌اند كه اتاق‌هاى قوسى دارد و در هر چهار - پنج ذرع يك طاقى زده‌اند . در ميان پل و بالاى اين تاقىها ساختمانى چند اشكوبه ساخته شده است . از پلگان سنگى اين عمارت كه پايين بروند مىتوانند به پايه سنگى زير پل برسند . ديوارهاى اين