گرمسير هند مانند است . انبوه اين كثافات كموبيش دو متر ارتفاع داشت و بويى بسيار زننده از آن برمىخاست . كاروانسرايى كه ما آنجا آسوديم در پايين اين برآمدگى كه خانهها بر آن ساخته شده بود جاى داشت .
امينآباد
ساعت 12 نيمهشب از اينجا روانه شديم و در دشت وسيع اسب تاختيم ؛ و سه فرسخ كه رانديم در ساعت 2 بعدازظهر به امينآباد رسيديم و در كاروانسراى اينجا فرود آمديم . يوكوياما و همراهان او [ كه جدا آمده بودند ] در اين منزل به ما پيوستند . اينجا سرحد ولايات فارس و عراق بود .
برگشتن تفنگچىها
در اين منزل 2 سرباز كه براى حفاظتمان در راه از شيراز با ما همراه شده بودند خداحافظى كردند [ و برگشتند ] . 100 قران به رسم پاداش به اين دو داديم . ساعت 3 بعدازظهر يوشيدا و من سوار شديم و پيشتر از همسفرانمان به راه افتاديم ؛ و 3 فرسخ كه پيموديم ، در ساعت 6 بعدازظهر ، در چاپارخانه مسعود بيك اسب عوض كرديم و ساعت 11 شب در چاپارخانه قمشه ، كه گويا در 4 فرسخى مسعود بيك است ، فرود آمديم .
قمشه
اين قصبه داراى حدود 5000 جمعيت و نيز ايستگاه خط تلگراف ، و آبادى معتبرى در مسير راه [ جنوب به تهران ] است .
مهيار
شنبه 21 ، صاف ، 87 درجه :
پيشتر با يوشيدا و اندرياس چاپارى سفر كرديم . اما برايمان راحت نبود ، و از اينرو خواستيم كه از امروز همهمان كاروانى سفر بكنيم . باز سوار شديم و در ساعت 6 عصر به راه افتاديم ؛ از راهى كوهستانى اما هموار گذشتيم و در ساعت 2 ( صبح ) به مهيار رسيديم . تا اين منزل پنج فرسخ راه پيموديم . اينجا قلعهاى و نيز خانههاى بسيار داشت ، و كشتزارهاى اين آبادى در چشماندازمان بود .