صخرهء كوهى سرازير شديم و به جلگهء هموارى رسيديم . در اينجا آرامگاه كورش بود كه در ميان جلگه و در جاى بلندى ساخته شده است و هر بر آن 6 كن [ 10 گز ] درازا و حدود 5 / 3 كن [ 6 گز ] ارتفاع دارد . مقبره بر سكويى است كه از سنگ آهكى كه از 5 لايه ساختن شده و آرامگاه بر اين سكو و مانند انبارى سنگى به ارتفاع حدود 2 كن [ - سه و نيم گز ] و به وسعت 3 * 3 كن [ پنج و نيم گز ] بنا شده است . درون مقبره فضايى به وسعت 2 * 2 كن [ 6 / 3 گز ] بلندى حدود 5 / 1 كن [ 7 / 2 گز ] دارد . هر سطحهء بالا و پايين با دو سنگ آهكى بزرگ فرش شده ، 3 * 3 ديوار چهار طرف هم با سنگهاى بزرگ پوشيده شده است ، و نماى مقبره ندارد . در پيرامون اين عمارت ، بيرون سكوى آن ، ستونهاى فروريخته زياد ديده مىشد . آنچه كه ياد شد وصف كوتاهى از اين عمارت است . اينجا را با اطمينان آرامگاه كورش مىگويند ، اما كورش در 2409 سال پيش از اين [ پيش از سال 13 ميجى / 1880 م ؛ برابر سال 529 قبل از ميلاد ] در ناحيه شمال شرق درياى خزر به سكاييان حمله كرد ؛ اما پيروز نشد و به اسيرى درآمد ، و زنى
Tomyris
نام فرمانرواى آن قوم او را كشت . از اينرو تصور نمىرود كه در اينجا در گور شده باشد . احتمال دارد كه اينجا مقبره مانندى [ خالى از جسد و ] فقط براى احترام و نيايش روح او باشد ، يا كه در دورهاى بعد شاهى ديگر و كوروش نام در اينجا در گور نهاده شده است . چنانكه ديدم اين عمارت هيچ حالت مقبره نداشت ، و چنين گمان كردم كه آتشكده يا نيايشگاهى بوده است كه در روزگار باستان زرتشتيان در اينجا در برابر آتش انبوه نيايش مىكردند ؛ چنانكه صفه جلوى مقبرهء داريوش هم با سنگهاى بزرگ فرش شده بود كه قرينهاى است بر تأييد گمانى كه ياد كردم . نزديك اينجا بقاياى ساختمانى مانند معبد بودايى هست كه پاسارگاد « 1 » خوانده مىشود . در جلگه پيرامون اينجا بقاياى كاخ سنگى باستانىيى كه فقط قطعهها و پايههايى از آن بازمانده است ديده مىشد ، كه شايد ويرانه كاخ پادشاهى قديم باشد .
چاپارخانه مرغاب
از طول اين جلگه و سپس كوه كوچكى گذشتيم ، كه در اينجا از دامنه تا قله را تراشيده و مانند سكّو يا پايهء وسيعى درآوردهاند . گويا اينجا بقاياى كاخ كورش است . از اين كوه سرازير شديم
هامش
( 1 ) . فوروكاوا با حروف خاص نگارش نامهاى خارجى در ژاپنى [ كاتاكانا ] « كازازگاد » نوشته است .