تراشيده بودند . سنگهاى از ساختمان جدا شده و افتاده پيدا بود كه به چه دقت و ظرافتى ساخته و تراشيده شده كه شگفتىآور بود . گويا اين كاخ را در دورهء خشايارشا ساختند و سنگنبشتههاى آن دوره هنوز بر ديوارها مانده است . اين نوشتهها به سه خط فارسى قديم و بابلى و آرامى است كه آن را حروف ميخى مىگويند ؛ اما نمىتوانيم آن را بخوانيم . نقشها از تصوير انسان و حيوان ، و حروف و ستونها هيچكدام خزه و زنگار نگرفته بود . با آنكه از تاريخ اين بنا حدود 2300 سال مىگذرد ، چنان مىنمايد كه پندارى امروز آن را تراشيدهاند ، كه شگفتىآور است . به گمانم از اين رو چنين خوب مانده كه اينجا هوا خشك است . چنين چيزى در سرزمينهاى ديگر [ با آب و هواى متفاوت ] هرگز روى نمىدهد .
ويرانگرى اسكندر
از اينجا در امتداد دامنه كوه به سوى شرق بقاياى تالار بزرگ ديگرى مانده كه هر سوى آن حدود 50 كن [ - 91 متر ] ج است . در اين تالار ستونهاى سنگى همه ريخته و هيچيك بر جا نمانده و جز ديوارها و قاب پنجره سنگى استوار نيست . اين تالار را داريوش شاه ساخت و سپس اسكندر آن را به آتش كشيد و ويران ساخت . در سوى شمال اين تالار دروازهء سنگى بزرگى است كه گويا دروازهء اصلى كاخ بوده است . چندى كه رفتيم ، ديوارهاى سنگى روبرو ديديم . بر آن هم نقش حيوان بالدار ، به وصفى كه پيشتر آوردم ، تراشيده شده بود . دو ستون سنگى هم بود كه [ شكسته و ] افتاده بود ، و از اين رو بلنديش را نمىشد دانست . اما قطر اينها از آنكه پيشتر وصف كردم بيشتر ، و حدود 7 شاكو [ 1 / 2 ذرع ] بود . نقش گاو سنگى هم بود ، به يك برابر و نيم اندازه طبيعى ، كه شايد سرستون بوده است . ستونها و دروازه و ديوارهاى تالار چنانكه وصف شد همه از سنگ ساخته شده بود . براى مردم دورههاى بعد تصورشدنى نيست كه اين كاخهاى عظيم را چگونه ساختند .
نقشرستم ، كعبهء زرتشت ، آرامگاه صخرهاى
پشت اين بقايا و ميان دو كوه ، دو گور شاهان باستانى بود . كنارهء صخره بلند را به ارتفاع پنجاه - شصت شاكو [ - پانزده تا هيجده ذرع ] تراشيده ، و بر ديوارهء سنگى ساختمان مانندى درآوردهاند كه درش در پايين ، ميان سطحه ، باز مىشد ؛ و از اينجا كه وارد شديم اتاق سنگى به طول شش - هفت كن [ ده - دوازده زرع ] در هر ضلع و ارتفاع دو - سه كن [ سه - چهار ذرع ] بود . تابوت سنگى را كه جنازه در آن جاى داشته ، پيداست كه در همان بالاى صخره تراشيدهاند ، با سرپوش سنگى بر روى آن . اندازهء اين تابوت چنان بزرگ بود كه نمىشد تصور