پل سنگى
پنجشنبه 12 ، صاف ، 96 درجه :
در ساعت سه و پنجاه دقيقه بعدازظهر از زرقان روانه شديم و در امتداد جبهه راست كوه پيش رفتيم تا به دشت وسيع و خشكى رسيديم . هر سوى اين دشت را كوهها احاطه كرده و در ميان اين بلندىها جلگه هموارى با بلندى سه - چهار رى [ - دو - سه فرسخ ] از هر سو بود . از اين جلگه گذشتيم و حدود دو فرسخ كه رفتيم به رودى رسيديم كه پنجاه - شصت كن [ - حدود يكصد ذرع ] پهنا ، جريان تند ، و آبى پاك و گوارا داشت . بر اين رود پلى سنگى بسته شده بود ، و از آن گذشتيم و راهمان را دنبال كرديم و باز به جلگهاى رسيديم . در اينسو ، نزديك پل ، كشتزار غله ديدم كه آنجا كشاورزان سرگرم درو بودند . خوشهها را از پايين مىبريدند و حاصل را در زمين توده مىكردند و با خرمنكوب گرد آن مىگشتند و باد هم دانه را از ساقهها جدا مىكرد ، و ديگر غربال نمىكردند . طرز خرمن كوبيدنشان بسيار ابتدايى و كند بود .
چاپارخانه تختطاووس
از اينجا 4 فرسخ رفتيم ، و ساعت 10 شب در چاپارخانه تختطاووس فروآمديم . اينجا فقط چاپارخانه بود ( منزلگاهى كه با كاروانسرا ، كه در فصل « راه و حملونقل » در بخش معرفى احوال ايران درباره آن به تفصيل نوشتم ، فرق دارد . درباره چاپارخانه شرحى نياوردم ) . همه اطراف اينجا را كوه احاطه كرده و جلگهاى وسيع در ميان بلندىها افتاده بود . در چشمانداز از اينجا فقط يكى - دو قلعه در فاصله دو - سه رى [ يكى - دو فرسخ ] ديده مىشد . كنار آنجا چند چادرنشين منزل كرده بودند . آنها كه در دو - سه چادر كثيف سر مىكردند زندگى را با گوسفنددارى و زراعت غله مىگذراندند . اينجا رودى كوچك روان بود ؛ اما آبش گلآلود بود و نمىشد آشاميد .
تختجمشيد
جمعه 13 ، صاف ، 104 درجه :
از چاپارخانه تختطاووس در امتداد جبهه جنوبى كوه و به فاصله يك ميل انگليسى بقاياى معروف كاخهاى باستانى تختجمشيد است . اين كاخها را 2300 سال پيش از اين شاهنشاهان ايران داريوش و خشايارشا ساختند ؛ و اسكندر اينجا را آتش زد و ويران كرد . در سوى شمال شرقى اين چاپارخانه تختطاووس ، ويرانههاى باستانى ديگر كه استخر ناميده مىشود هست .
اينجا در روزگار باستان پايتخت بود ؛ و گويا پس از حمله مسلمانان بارها جنگ و آشوب به