نقش و نماى تختجمشيد
در انتهاى سربالايى دروازهء سنگى بزرگى بود ؛ اما فقط ستونهاى چپ و راست آن ، به بلندى حدود 6 كن [ - 9 / 10 گز ] برجا مانده بود . به ديواره آن نقش حيوان بزرگى بالدار كه صورت آدم داشت نقش بود كه قرينهء نقشهاى نينوا در آسياى صغير ديدم مىنمود . پشت اين دروازهء سنگى ، 4 ستون بزرگ به بلندى حدود 8 كن [ - 14 گز ] و قطر حدود 6 شاكو [ 2 گز ] بود . بالاى آن كندهكارى داشت ؛ اما ستونها افتاده بود . گويا اين سرستونها با نقش سر گاو و اسب بوده است .
شكوه هخامنشيان
از اينجا كه فاصله كوتاهى به شرق رفتيم به سنگچينى به طول 4 كن [ - 72 گز ] رسيديم كه به بلندى 9 شاكو [ 30 گز ] و طول حدود 3 كن [ 5 / 5 گز ] ديوارهسازى شده بود . در ميان آن پلگانى ساخته و بر ديوار سنگى چپ و راست اين پلگان در در 3 مرتبه نما و حالات فرستادگان ممالك قديم كه پيشكش آورده بودند نقش شده بود . يكى جواهر پيشكش آورده بود ، ديگرى پارچه ابريشمى ، و آن ديگرى دهانه شترى را مىكشيد ، و مردى ديگر سوار اسب بود . [ اين فرستادگان ] به حالتهاى گوناگون نمونه شده بودند و نقش هركدام حال و هواى متفاوتى داشت . در فاصله اين نقشها گل داوودى تصوير شده و نقش فرستاده هر كشور با نماى درخت سرو از ديگران جدا شده بود . حالت تصوير نشان مىداد كه در پيش صف باريافتگان نزد شاهنشاه كسى رهبرى دارد ، به حالتى كه پردهدار دست باريافتگان را گرفته است [ و آنها را هدايت مىكند ] . فرستادگان در اين سنگ نقشها همه رو به پلگان ميانى داشتند ، و از نماى كلاه آنها مىشد گمان كرد كه هندو يا تركمان يا از مردم آسياى صغيرند .
نيز ، هم شتر يك كوهانه و هم شتر دوكوهانه نقش شده بود . در اصل ، شتر يك كوهانه از سوى جنوب آورده مىشد و شتر دوكوهانه از آسياى ميانه مىآمد . به اين قرينه ، اين نقش بىترديد نشان مىداد كه از هر سو به ايران پيشكش و خراج مىآوردند .
كاخ صدستون
در اينجا كه از پلگان سنگى بالا رفتيم ، بقاياى كاخ بزرگى با 15 ستون سنگى بزرگ و 57 پايه ستون ، بر روى هم 72 ستون ، به چشم آمد . بقاياى ديوارها كه بر جاى مانده بود نشان مىداد كه همه ساختمان را از سنگ ساخته بودند و قاب پنجرهها و [ ستونها و سقف ] دروازه همه سنگى بوده و همه اين سنگها را به صافى آينه صيقل داده و بر آن نقش انسان و حيوان