و فراش كه اين پيشكشها را آوردند مطالبه 130 قران انعام كردند . اين عادت بد كه تقريبا با رشوه خواستن يكى است همانند رسم رايج در چين است .
يك اسب 300 قران
جمعه 6 ، صاف ، 87 درجه :
ملاقاتهايمان در شيراز ديگر انجام شده است و مىخواستيم كه هرچه زودتر از اينجا راه بيفتيم . اما براى كرايه كردن اسب مىبايست چند روز ديگر بمانيم . من مىخواستم اسبى بخرم و كيفيت اسبهاى اينجا را امتحان كنم . پس يك اسب به بهاى 300 قران خريدم .
غرهء رمضان
شنبه 7 ، صاف ، 88 درجه :
روز هشتم ماه ما برابر اول ماه نه [ - رمضان ] در تقويم اسلامى رايج در اين كشور است و در اين ماه برابر احكام دين در مدت روز از خوردن [ و آشاميدن ] خوددارى مىكنند و مىخوابند ، و آفتاب كه غروب كرد برمىخيزند و غذا مىخورند و قرآن مىخوانند . بدينسان با اين رسم شب جاى ظهر را [ براى خوردن غذا ] مىگيرد .
بازار شيراز و راستههاى آن
يكشنبه 8 ، صاف ، 90 درجه :
براى تماشا به بازار رفتيم . تركيب ساختمان بازار چنين است كه گذر و خيابان آن با بام گنبدى پوشيده شده و در دو سوى گذر دكان و حجره رديف شده است . عرض بازار حدود 3 كن [ 5 ، 5 ذرع ] بود و جلوى دكانها امتعه گوناگون به نمايش گذاشته بودند . راسته هر صنفى در بازار جداست ، چنانكه كفاشان و زينسازان و تفنگسازان و ديگر اصناف و صاحبان حرفهها هركدام راسته خود را دارند . حرفه و پيشهشان را هم در حال كار نمايش مىدهند ، چنانكه ابريشمفروش در جلوى دكانش حريربافى مىكند يا پشمباف پارچه مىبافد ، و دكان نخريسى و دكانهايى هم كه به صداى بلند جلب مشترى مىكنند ديديم . براى جلب توجه خريداران فن و هنر خود را نمايش مىدهند ؛ چنانكه [ رنگرزان ] رنگ سرخابى و ارغوانى را مىآميزند ، يا [ زرگران ] مس و سيم را ذوب مىكنند و به قالب مىريزند . اينچنين جنبوجوش و ديدنىها بسيار است .