تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

معتمد الدّوله ، والى فارس

كف اتاق سرتاسر با قالى ايرانى فرش شده و والى [ فارس ] در بالاى اتاق كه در ميان عمارت بود به پشتى صندلى تكيه داده و منتظر ما نشسته بود . وارد اتاق كه شديم كنار ديوارى كه برايمان رو به باغ صندلى چيده بودند رفتيم و نشستيم . والى عموى شاه فعلى است . نامش حاج معتمد الدوله فرهاد ميرزا ، و حدود هفتاد ساله است . او قباى بلند گلابتون‌دوزى شده [ يا خلعت ! ] از شال كه روى آن الماس نشانده بودند پوشيده بود ، و كلاه سياهى بر سر و عصايى در دست داشت .

دعوت والى از چايكاران ژاپنى

والى با لحن محبت‌آميز با ما از چيزهاى گوناگون گفت‌وگو كرد ؛ مثلا از وضع حاضر ژاپن پرسيد يا طرز چاىكارى در كشور ما ، و سرانجام اظهار علاقه كرد كه از چايكاران ژاپنى به ايران دعوت كند تا طرز اين كشت را بياموزند . يوكوياما ماگوايچيرو و سركيس خان رئيس شعبه چاپارخانه در شيراز به نوبت گفت‌وگوها را ترجمه مىكردند . در ميان ديدار و گفت‌وگويمان ، شربت و چاى و قهوه آوردند . ظرف چاى [ استكان توى گيره ] تقريبا به پياله ساكه [ ما ژاپنىها ] مانند بود . هر استكان در گيره‌اى نقره‌اى كه بر آن چند سنگ قيمتى كوچك سرخ و سبز نشانده بودند جاى داشت . پس از پايان يافتن ملاقات ، خداحافظ گفتيم و سپس از پسر ارشد والى ، احتشام الدوله ، ديدن كرديم . او درجه سرتيپى سوم دارد و حدود 30 ساله است . پذيرايى و گفت‌وگوى اينجا هم مانند ملاقات پيشمان [ با معتمد الدوله ] بود .

آب و جارو كردن كوى و گذر

چندى كه نشستيم ، خداحافظى كرديم و بيرون آمديم . در اين هنگام ديدم كه خيابان‌هاى باغ را آب پاشيده‌اند . اين كار همانند رسم ژاپنى [ براى پذيرا شدن از ميهمان ] است كه آب مىپاشند و زمين را پاك يا [ جاهاى شنى را ] هموار مىكنند . همان‌كه به خانه رسيديم ، سوارها و نوكرها كه امروز پيشاپيش ما مىرفتند [ و راه باز مىكردند ] يا دنبالمان مىآمدند ، پيدايشان شد و مطالبه 56 قران حق خدمت كردند . ما هيچ كارى از آنها درخواست نكرده بوديم ؛ اما به ملاحظه اين‌كه خلاف رسم و رويّه اين كشور كارى نشده باشد سرانجام اين مبلغ را به آنها داديم .

هداياى والى ؛ انعام خواستن نوكرها

پنج‌شنبه 5 ، صاف ، 90 درجه : امروز از سوى والى به يوشيدا ماساهارو يك اسب عربى و يك قاليچه به هديه داده شد . مهتر
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 219 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا