كه بهطور موّرب پايين مىرفت و به لب آب مىرسيد . در آن زير محوطهاى را سنگفرش كرده و اتاق مانندى ساخته بودند تا در آن حمام بشود . آب چشمه كه در زير اين اتاق مىگذشت به نهايت زلالى و پاكى بود ، و توى اين آب كه رفتم پوستم داندان شد و حال خوشى وصف ناشدنى پيدا كردم . در ساعت نه و نيم به اقامتگاهمان بازآمديم . امروز مىخواستيم براى ديدار تشريفاتى به كاخ والى برويم ؛ اما والى براى پيشامدى گرفتار شد و نتوانست به ما وقت بدهد .
پذيرايى والى ؛ غذاهاى ايرانى
در اينجا دوبار در روز برايمان غذا مىآورند [ ناهار و شام ] ، و ظاهر اين غذاها و پخت آن بسيار مجلل و خوب بود . بيش از ده نفر نوكر كه اين غذاها را مىآوردند ، هركدامشان سينى فلزى [ مسى ] بزرگى بر سر مىگذاشت كه در آن انواع ظرفهاى غذاى خوشطعم و شاهانه چيده شده بود . نام و تركيب اين خوراكها را در اينجا مىنويسم : چلو كه گوشت مرغ و ميوههايى مانند زردآلو و آلبالو در آن ريخته بودند [ تهچين و آلبالوپلو ] ؛ پلو كه با روغن گوسفندى درست شده بود . چلو و پلوها در 3 طبق چيده شده بود و در چهار - پنج طبق ديگر ظرفهاى مملّو از خورشهاى گوناگون طبخ شده با سبزى و گوشت گوسفند يا مرغ و مواد ديگر و چاشنى داده شده يا غوره و آبليمو « 1 » يا آشهاى شيرينمزه ، سه - چهار ظرف هندوانه و خربزه و انگور ، و ديگر ميوهها كه هر نوع آن در 3 ظرف چيده شده بود ، و ديگر پانزده - شانزده نان كه مانند « نوشىموچى » « 2 » نازك و بلند بود . يكى از اين خوراكهاى گوناگون براى سير شدنمان كافى بود ، و همه خوراكها را نمىتوانستيم بخوريم . پس از صرف غذا مىديدم كه آشپز و نوكر و طبقكشها بر سفره مىنشينند تا مانده غذاها را بخورند ، و فكر مىكنم كه اين همه خوراك را هم براى خودشان درست مىكردند .
شيراز جنّتطراز
چهارشنبه 4 ، صاف ، 88 درجه :
شهر شيراز در 52 درجه و 32 دقيقه و 11 ثانيه طول جغرافيايى و 29 درجه و 36 دقيقه و 30 ثانيه عرض جغرافيايى واقع است ؛ و كوههايى كه همه اطراف اين شهر را احاطه كرده است فقط در گوشهء جنوب شرقى كمى بريدگى دارد . وسعت جلگهاى كه اين شهر در آن جاى دارد از
هامش
( 1 ) . فوروكاوا « سركه » نوشته است .
( 2 ) .noshimochi[ كلوچهء برنجى به شكل پارچه كه در سينى درست مىكنند و قطعهقطعه ، مانند باقلوا ، مىبرند ] .