درجه پايين آمد و سردمان شد ، و آتش درست كرديم تا خودمان را گرم كنيم . اين تغيير تند و شديد بايد خيلى عجيب باشد . هواى اينجا با گرماى برازجان حدود 80 درجه اختلاف داشت .
مسافرانى كه از اين پس به اين سرزمين سفر مىكنند به اين تغيير تند هوا توجه كنند و براى حفظ خود در برابر آن آماده باشند . اگر ژاپنيان [ كه يادداشتهايم را مىخوانند ] آنچه را كه اينجا نوشتهام باور ندارند ، به ايران بيايند و اين حالات را به چشم خود ببينند ؛ و آنگاه درخواهند يافت كه جز حقيقت نگفتهام ، و همه آنچه كه به قلم آوردهام نيمى از آنچه را كه بر ما گذشت وصف نمىكند .
پس از آنكه خود را گرم كرديم ، باز به راه افتاديم و رانديم ، تا به كوه بلندى رسيديم . در اين هنگام ديدم كه در سوى شرق مه سحرگاهى كمكم از چشم ناپديد شد و آفتاب از سر كوه بالا آمد .
منزل ميان كتل
جمعه 30 ، صاف ، 85 درجه :
[ در سربالايى ] از قاطرها پايين آمديم و در كمركش كوه ريشه درختها را مىگرفتيم و بالا مىرفتيم و پس از هر 10 يا 20 قدم استراحتى مىكرديم . در ساعت هفت و نيم صبح سرانجام به زمين هموار در دامنه كوه رسيديم و وارد كاروانسراى كثيفى شديم . اينجا ميان كتل نام داشت و فاصلهاش از كازرون پنج فرسخ بود . پس از خوردن غذا ، روى پهن چارپايان كه انبوه شده بود خوابيدم . در ساعت 4 بعدازظهر از اين منزل روانه شديم و به راه سربالاى كوه رفتيم .
گفتند كه قله اين كوه 7200 شاكو [ - 2182 متر ] از سطح دريا ارتفاع دارد . از سوى ديگر كوه كه سرازير شديم به جلگه رسيديم . اين جلگه ، يا دره ميان كوهسار ، حدود يك رى [ - 4 كيلومتر ] پهنا و 2 رى [ - 8 كيلومتر ] درازا داشت و چشمهاى در ميان آن مىجوشيد و آبش در جويبارى روان مىشد . اما اين جويبار دنباله پيدا نمىكرد و همانجا در ميان جلگه گودال و علفزارى مىساخت . گويا در فصل زمستان كه باران بيشتر است . اين علفزار به درياچهاى بدل مىشود و [ مرداب آن ؟ ] منشاء ناخوشى و بيمارى در اين حوالى است .
دشت ارژن
راهمان را دنبال كرديم و در ساعت 9 در سوى ديگر اين جلگه به قريه دشت ارژن كه گويا در 3 فرسخى ميان كتل است رسيديم . اينجا 6600 شاكو [ - حدود 2000 متر ] از سطح دريا ارتفاع دارد ، و قريه كوچك مفلوكى بود با شصت - هفتاد خانه ، و كاروانسرا نداشت . پس براى