تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
در سوى چپ اينجا در دامنه كوه افتاده بود . گويا اينجا در قديم شهر بسيار آبادى بود ؛ اما در قرون ميانه كه لشكريان مسلمان تاختند و آن را آتش زدند از رونق افتاد و ديگر نتوانست آبادانى گذشته را بازيابد .

ماست

در ميان خستگى در كردنمان ، عصرانه آماده كرديم و گونه‌اى شير هم كه ترش‌مزه و اسيدى بود [ - ماست ] خورديم . اين خوراك كيفيتى دارد كه فاسد نمىشود ، و خوشگوار است و گلو را تازه مىكند .

پلكان سنگى

ساعت 7 شب بنه را بار كرديم و باز به راه افتاديم . در اين حوالى ، زمين هموار و درخت زياد است . حدود دو - سه رى [ يكى - دو فرسخ ] كه پيش رفتيم مرداب بزرگى در سوى چپمان ديديم ، و از پلى سنگى گذشتيم و راهمان به كوهسار رسيد . در دامنه كوهى سخت‌گذر از قاطرها پايين آمديم [ تا پياده همان راه دنبال كنيم ] . اما راه پرشيب اينجا خوب ساخته و نگهدارى شده است ، و بهتر از راهى بود كه ديروز گذشتيم . كم‌كم به قلهء كوه رسيديم ؛ و آن‌جا يك‌چند در انتظار درآمدن ماه آسوديم . ساعت 1 بامداد مهتاب زمين را روشن كرد و ما از كوه سرازير شديم و به دامنه هموار ميان دو كوه رسيديم .

بيشهء بلوط

عرض اين پهنه حدود يك ميل انگليسى بود و درخت زياد كه به بلوط مىنمود داشت . همه اين دور و بر را انبوه درخت و جنگل گرفته ، و اينجا شبيه به جنگل‌هاى ژاپن بود . ارتفاع اين اراضى چند صد شاكو يا پا بالاتر از جلگه كازرون است . حدود ساعت 2 صبح بود كه از اينجا گذشتيم ؛ سرما در تنمان نفوذ كرد و گرسنگى هم بر آن افزوده شد و نتوانستيم پيش‌تر برويم . پس همه كاروانيان پياده شديم و نان خورديم ، و شاخه‌هاى خشك‌شده جمع كرديم تا آتش بزنيم و خود را گرم كنيم . دانستيم كه به تناسب پايين و بالا بودن زمين ، درجه گرما و سرماى هوا تفاوت مىكند ؛ و اين قانون طبعيت را تجربه كرديم .

گرمسير و سردسير

ديروز از گرماى بيش از 130 درجه در رنج بوديم ، و امشب رفته‌رفته حرارت هوا تا 50