در ارث فقط اين است كه پسر دو برابر دختر ارث مىبرد . كوتاه اينكه مرد ايرانى كه [ مثلا ] دوبار همسر تازه جايگزين هريك از چهار زن مجاز كرده باشد . در مدت زندگيش مىتواند 12 بار جشن عروسى بگيرد . چه رسم و عادت عجيب و غريبى !
تدارك سفر زمينى
يكشنبه 25 ، صاف ، 100 درجه :
تدارك عزيمت به انجام رسيد . 15 سر قاطر تا شيراز اجاره كرديم . قرار داديم كه قاطرها را [ از راه خشكى ] به شيف بياورند و خودمان با بار و اثاثه به قايق بنشينيم و به شيف برويم و از آنجا سفر خشكىمان را آغاز كنيم . با اين تدبير ، راهمان حدود 10 ميل انگليسى كوتاه مىشد . بعدازظهر روز حركتمان چند تا از نوكرهاى كارگزار امور خارجه و ديگران آمدند و درخواست انعام كردند . اين رسم ايران است . پس ، به هركدام از اين نوكران و قراولان و نوكران منزلمان چند « ريو » نقره انعام داديم .
لباس نازكى دربر كردم و دو - سه تكه لباس و چيزهاى لازم ديگر را هم در چمدان كوچك چرمى با خود برداشتم ، و ديگر تكههاى پوشاك و لوازم را ، مانند لباس زير و جوراب و حوله و كفش . . . ، در مفرشى بافت شيراز جاى دادم ؛ به گونهاى كه همه را مىشد بار يك قاطر كرد . لوازم خردهريز و نيز پول خرج راه را در خورجين سفرى زين نظامى كه از ژاپن آورده بودم گذاشتم ، قمقمه آب وشوچو [ عرق ژاپنى ] را از دوش آويختم ، تپانچه به كمر بستم ، و گيوهء ساقبلند شيراز ى به پا كردم .
همراهان سفر
ساعت 4 بعدازظهر از صاحبخانهام [
Hotz
] خداحافظى كردم و به كرجى نشستم . اما در اين فصل شدت گرما جز شبهنگام نمىشود راه پيمود . پس مىبايست چند ساعتى صبر بكنيم .
همسفرانم يوشيدا ماساهارو ، يوكوياما ماگوايچيرو ، گوتو ايتارو ، فوجيتا تاكيچى ، ميكاوا چوزابورو ، تسوچىدا ماساجيرو ، آشپزمان علىباشى ايرانى ، رامچندرا [ هندى ] و نوكرش احمد افغانى و چند كس ديگرند ، كه بر روى هم 20 نفر مىشويم .
ساعت پنج و نيم بعدازظهر طناب اتصال كرجى به بندر را باز كرديم ، و به سوى درياى آرام بادبان برافراشتيم . در ساعت 8 بعدازظهر به شيف رسيديم . ساحل اينجا كمعمق بود و
هامش
خانواده پراكنده نشود .