افسر ديگر ملاقات كردم . چندى به گفتوگو گذراندم و بازگشتم . اين سربازخانه حدود 50 كن [ 90 ذرع ] طول و 35 كن [ 24 ذرع ] عرض داشت ، و هر جانب حياط آن اتاقهاى به هم پيوسته [ مانند ناگايا ] ساخته بودند ، هر اتاق به اضلاح حدود دو و نيم كن [ پنج ذرع ] . ميان اتاقهاى گرداگرد حياط دالانى براى وارد شدن سربازها درآورده بودند . امّا حصار [ بيرونى ] پيرامون محوطه ويران شده و اينجا به معبد بودايى متروك و دير ويرانهاى مانند بود . جدا از خرابى اينجا به اندازهاى كثيف بود كه نمىشد نزديك آن شد . ميان سربازخانه حياط برهنه چارگوشى بود . امّا اينجا خاكروبه روى هم انباشته شده و قدم برداشتن را دشوار ساخته بود . در راه بازگشتنم ، سرى به تلگرافخانه زدم ، و از حبيب الله خان ديدنى كردم و به منزل آمدم .
مهمانى كارگزار
چهارشنبه 24 ، صبح ابرى و بعدازظهر صاف ، 106 درجه :
فردا ، روز 25 اين ماه ، از اين شهر روانه خواهيم شد تا با طى كردن چند صد « رى » يا فرسنگ در كوه و بيابان به تهران ، پايتخت ايران ، برسيم . امروز در كار تهيه براى سفر بوديم ، امّا اكبر خان ، كارگزار امور خارجه ، به ناهار دعوتمان كرد . پس ساعت يازده و نيم به خانهاش رفتيم و انتظار داشتيم كه در آنجا به شيوهء ايرانى از ما پذيرايى كنند . اما پذيراييش فرنگى بود و برايمان تازگى و گيرايى نداشت ، جز اينكه مثلا فقط خوراك پلو و خورش با مزههاى گوناگون كه به ذائقه ژاپنىها گوارا است ، دادند . يك خورش تيرهرنگ بود ، چنانكه سوپ « ميسو » در ژاپن ، كه با [ رّب ] انار و گردو آماده شده ، و ترشمزه و خوشطعم بود [ - فسنجان ] .
رسم چندهمسرى
پس از غذا ، چندى گفتوگو كرديم ، و گفتند كه مردان ايرانى [ مسلمان ] همه برابر حكم و جواز اسلام مىتوانند تا چهار زن بگيرند ، و پس از طلاق دادن هريك باز مىتوانند به جاى او زنى ديگر بگيرند [ و در زمان واحد مىتوانند چهار زن داشته باشند ] . محدوديت فقط در اين است كه اگر زنى را سهبار طلاق بدهند ديگر نمىتوانند او را به همسرى بگيرند . در عده مجاز زنان صيغه [ - متعه ] محدوديتى نيست . در تقسيم اموال موروث هم ميان فرزندان اين دو دسته از زنان [ فرزندان حاصل از ازدواج دائم و ازدواج موقّت ] تفاوت و امتيازى نيست « 1 » ؛ و امتياز
هامش
( 1 ) . اين تأكيد فوروكاوا متأثر از فكر ژاپنى است كه در رسم آنها اگر كسى با زن دومى بياميزد ، هرچند نشاندهء او [ چندهمسرى مجاز نيست ] ، در حالىكه زن شرعى دارد ، فرزندانى كه از زن دوم بيايند از مرد ارث نمىبرند . از زن شرعى هم بيشتر مال موروث را فرزند اول مىبرد ؛ و حكمت اين ترتيب اين است كه ثروت