تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
فرزند حاكم است . كمى نشستيم و آن‌گاه خداحافظى كرديم و بازگشتيم . امروز عصر باز به دريا رفتم و آب‌تنى كردم و گرماى روز را از تن زدودم . چهارشنبه 14 ، صاف ، 95 درجه : ساعت 5 بعدازظهر به كنسولگرى انگليس رفتم و با كاپتن مك‌ايور
Captain McIver
نايب كنسول ديدار كردم .

نمايش امتعه

پنج‌شنبه 15 ، صاف ، 95 درجه : ديروز نمونه امتعه‌اى را كه بازرگانان ژاپنى با خود آورده‌اند در بالاخانه منزلمان به نمايش گذاشتيم تا تجار ايرانى و انگليسى و ديگران ببينند و نظر بدهند . فرنگىها اين اجناس را بىاندازه تحسين كردند ؛ اما بازرگانان ايرانى گويى كه چيزى از آن نفهميدند .

گرماى آزارنده

جمعه 16 ، صاف ، 95 درجه : نامه‌اى نوشتم تا به ميهن بفرستم . عرق از سرورويم مىچكيد و كاغذ و قلم را خيس كرد . گرما بىاندازه آزارنده بود . شنبه 17 ، صاف ، 98 درجه : هوا بسيار داغ بود . حرارت در ميان شب به 95 درجه رسيد . يك‌شنبه 18 ، صاف ، 97 درجه : گرما چنان سخت بود كه هيچ كار نتوانستم بكنم .

ماجرا در ميان رودان

دوشنبه 19 ، صاف ، 98 درجه : ساعت 11 صبح رام‌چندرا برگشت . گويا به تازگى حدود 400 شورشى عرب به كشتى پستى انگليسى به نام خليفه در دجله نزديك بقاياى بابل حمله كرده و در اين حادثه ناخداى كشتى گلوله خورده و نيز سه مسافر درجه سوم آن كشته شده‌اند . اخيرا اعراب با سياست و حكومت
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 199 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا