تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
اين نمك يك‌دست سفيد ، مانند جواهر شفاف ، و همچون بلور سخت است . شكل آن هم مانند تكه بلورى است . گفتند كه اگر روى اين نمك آب بريزند ، حل نمىشود [ و از هم باز نمىشود ] .

ملك التجار بوشهر

نيز شنيدم كه در ميان 12 - 13 تاجر عمده ايرانى اينجا ، تاجرى حاجىبابا نام سمت ملك التجار دارد . « حاجى » جزء نام نيست ، و مسلمانان اين عنوان را پيش از نام كسى مىگذارند كه به شرف اعلاى زيارت [ مدينه ] مزار حضرت محمد بانى دين اسلام و مكه در عربستان نائل آمده است . مردم اگر تمكّن چندان هم نداشته باشند ، باز به زيارت حج مىروند ، و كسانى هم هستند كه چندبار به مكه رفته‌اند . بنا به رسم ، هركس كه كعبه را زيارت كرده باشد عنوان « حاجى » جلوى نامش مىآورند . چنين است كه در ميان ايرانيان ، و به‌طور كلى مسلمانان ، كسانى كه حاجى خوانده مىشوند بسيار زيادند . اين نمونه نشان مىدهد كه دين اسلام در افكار و زندگى مسلمانان نفوذ بسيار دارد . از سوى ديگر ، رونق مكه را [ با بودن اين رسم و فريضه ] مىتوان تصور كرد . جمعه ، 2 اوت ، صاف 96 درجه : ماهى تاره چشيدم . در واقع ، [ برش ماهى خام را ] در سس لوبيا [ سويا ] فروبردم و خوردم . بهترين مزهء ماهىاى بود كه در عمرم چشيده‌ام .

هواى شرجى

شنبه 3 ، صاف و بادى ، گرما 94 درجه : امروز هوا پرباد بود ؛ اما نه‌چندان توفانى ؛ و مه و غبار و ريگ و رطوبت در هوا آميخته بود . هواى داغ كه به پوستم مىخورد چنان بود كه جلوى موتور و ماشين‌خانه‌اى ايستاده‌ام ، و به خصوص شرجى سخت آزارنده بود ، چنان‌كه نفسم مىگرفت و تحمل آن برايم دشوار بود .

تنبيه در سربازخانه

يك‌شنبه 4 ، صاف ، 92 درجه : غروب هنگام ، بالاى بام رفتم تا از گرما بگريزم . از اينجا توى سربازخانه ديده مىشد . دو سرباز را براى تنبيه تازيانه مىزدند . با دور بودن مسافت ، حالات آنها خوب ديده نمىشد و