تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

وصف بوشهر

چهارشنبه 30 ، صاف ، 95 درجه : بندر بوشهر را ايرانيان ابوشهر مىخوانند . اينجا در 50 درجه و 50 دقيقه و 3 ثانيه طول شرقى و 28 درجه و 59 دقيقه و 7 ثانيه عرض شمالى جغرافيايى واقع است و در سر باريكه‌اى از خاك است كه از سوى ايران به خليج فارس پيش مىآيد و به سوى شمال غرب امتداد پيدا مىكند . تاريخ بنياد شهر و مركز [ تردد و تجارت ] شدن اينجا به 200 سال نمىرسد . در 10 دسامبر سال 1856 قشون انگليس اين بندر را گرفت و تا سال پس از آن ، 1857 ، كه گفت وگوهاى صلح ميان دولت‌هاى ايران و بريتانيا به نتيجه رسيد اينجا را در تصرف داشت . اين آبادى از بنادر خوب ايران است و نزديك 00 ، 100 نفر جمعيت دارد . اين شهر را از دريا كه نگاه كردم چندان مرتفع نبود و پيدا مىنمود كه بر تپه بنا شده است . اما جنوب شهر بيشتر زمين پست است و اثر زير آب رفتن اين سوى شهر در هنگام مدّ دريا پيداست .

بارو ، برج و خيابان

پيرامون شهر به يك ميل و سه ربع انگليسى مىرسد . آن جانب شهر كه رو به خشكى است حصار و قلعهء ساخته شده از خشت است . در ميان اين حصار در چند جا برج‌هاى توپ به شكل گرد يا چارگوش ساخته شده ، و در آن سه جانب شهر هم كه رو به دريا دارد در فاصله هر 50 يا 60 كن [ حدود يكصد ذرع ] برجى براى دفاع ساخته بودند كه اكنون ويرانه است و متروك . عرض راه در مركز شهر فقط هشت يا نه شاكو [ - حدود 2 ، 5 ذرع ] بود ، و كوى و گذر انباشته از خاكروبه و مدفوع حيوان ؛ و اينجا و آن‌جا هم استخوان چارپايان مرده و لاشه سگ و گربه ديده مىشد . آلودگى محيط و زندگى اين منظره به اندازه‌اى است كه به وصف درنمىآيد . جايى هم بود كه براى ادامه راه مىبايد از ميانه قبرستان [ و روى گورها ] عبور كرد . نيز در اين شهر از جوى و مجراى آب خيابان ساخته شده ، و مانند اين‌ها [ كه از اجزاى ساخت‌وساز شهر است ] اثر نمىديديم . چراغى هم كوى و گذر را در شب تيره روشن نمىكرد . ساختمان خانه‌هاى اينجا با خشت خام يا مصالح سخت شده در آب دريا [ ؟ ] است . بام‌ها همه هموار است و كاهگل‌پوش ، و از درون ساختمان كه از پلكان خاكى بالا مىروند به بام مىرسند . شب‌هاى تابستان را روى بام [ در هواى آزاد ] كه خنك است مىگذرانند ، يا كه در كنارى از آن سرپناه يا بالاخانه‌اى مىسازند و از گرماى اتاق در شب به اينجا پناه مىآورند . در همهء شهر خانه و ساختمان خوب و چشمگيرى نديدم . خانه‌اى هم كه به اجاره گرفته بوديم به قواره‌اى بود كه از در ورودى كه وارد شوند و از چند پله خاكى بالا بروند به دو - سه اتاق كثيف و آشپزخانه
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 190 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا