بندر لنگه
دوشنبه 28 ، صاف ، 92 درجه :
ساعت يك صبح به بندر لنگه رسيديم . مسافت بندرعباس تا اينجا را 108 ميل دريايى مىگويند . در لنگه هم شهر متصل به بندر است و 1400 يا 1500 خانه دارد . در اطراف شهر چند درخت خرما ديدم كه از حاصلخيزى خاك برهنه حكايت داشت . اما گرما بسيار شديد است . بناهاى اين شهر مانند خانههاى بندرعباس است . ساختمانها را در چند طبقه ، به شكل چارگوشه و با آميزهاى از خاك و ريگ و سنگ ساختهاند . آفتاب سوزان كه به اين ساختمانها مىتابد ، نور خيرهكننده منعكس مىشود و راحت نمىتوان به آن نگاه كرد . ساعت 9 صبح از لنگه روانه شديم و به سوى بوشهر رانديم . در ميان راه ، در سوى راست مسيرمان ، چند جزيرهء كوچك ديدم كه در واقع تودهاى از ريگ گرم و سوزان بود .
بوشهر
سهشنبه 29 ، صاف ، 98 درجه :
ظهر امروز در جايى سايه در [ عرشه ] كشتى حرارت را اندازه گرفتم ، و گرماسنج 98 درجه [ فارنهايت ] را نشان داد . از اينجا شدت گرما در خشكى و در آفتاب را مىشود تصور كرد . در ساعت 3 بعد از ظهر كشتى در فاصله 3 ميل انگليسى از ساحل بوشهر لنگر انداخت . اين فاصله به اين علت است كه ساحل اينجا كمعمق است و با شيب اندك به دريا پيش مىرود و كشتىهاى بزرگتر اگر نزديكتر بروند به گل مىنشينند .
مساحت لنگه تا اينجا را 300 ميل دريايى مىگويند .
ديدار همسفران
با رسيدن كشتى ، آقايان ميكاوا
Mikawa
و فوجيتا
Fujita
به كشتى آمدند و نامهء آقاى يوشيدا
Yoshida
را برايم آوردند . شنيدم كه آنها در اوايل اين ماه به اينجا رسيدند ، اما كشتى « هيهى » هنوز نيامده است . از اينرو ، سه نفر آقايان يوشيدا ، يوكوياما
Yokoyama
و رامچندرا [ مترجم ] روز 22 اين ماه به بغداد در خاك ترك [ عثمانى ] سفر كردند و اكنون در اينجا نيستند . در ساعت 3 بعد از ظهر با همراهان به خشكى آمدم ، و به خانهاى كه آنها پيشتر اجاره كرده بودند وارد شدم . علت كرايه كردن منزل اين است كه در اينجا مهمانخانهاى نيست ، و تصميم گرفتند كه خانه اجاره كنند و اسباب خانه و ديگ و ظروف خريدند و نوكرى گرفتند تا كه اين مدت را بگذرانند .