طوّافهاى كرجىران
پس از آنكه كشتى ما به اين بندر رسيد ، شمارى از مردم محلى كه انواع چيزها براى فروش عرضه مىكردند هريك سوار بر كرجى و پاروزنان نزديك كشتى آمدند ، و هريك به اصرار مىخواست كه از كالاى او بخريم . در اين ميان كسانى هم صدفهاى گوناگون براى فروش آورده بودند . اين بوميان سنگاپور بر روى هم پيشانى باريك و بينى كشيده و قامت بلند و استخوانى داشتند با انگشتانى به رنگ مس ، و برهنهپا كه فقط لنگ مانندى به كمر بسته بودند .
كسانى از آنها موى سرورو را بلند كرده و كسانى هم از ته تراشيده ، و شمارى از آنها كلاه گرد دلو مانندى كه با نخ ابريشمين گلدوزى شده است بر سر نهاده يا پارچه سفيد يا سرخى به سر بسته بودند . چون به كسى خيره مىنگرند چشمانشان ترسناك است ، و با اين حالت هنگامى كه زبان سرخ شده از فوفل
( Areca catechu )
خود را از ميان لبهاى سياه بيرون مىآورند چهرهشان به غول بيابانى « 1 » مىماند و هراسانگيز است . گويا اينان پيرو دين اسلاماند ، و كسانى از آنها كه دستشان به دهن برسد 2 يا 3 زن دارند .
حاكم تازهء سنگاپور
پنجشنبه 6 ، ابرى - ساعت 11 صبح باران خوبى آمد ، 82 درجه :
امروز صبح حاكم جديد سنگاپور با كشتى پستى از طريق استراليا به اينجا رسيد . اين هم از آثار تغيير كابينه انگليس است كه پيامدهاى آن تا اينجا رسيده است . كشتى حامل ما براى خوشامد گفتن به حاكم انگليسى تازه از راه رسيده پرچم انگليس را به سه ستون دكل برافراشت و 17 توپ مباركباد شليك كرد . در اين هنگام باران كمى مىباريد . از ساحل هم همين شماره تير توپ در پاسخ آتش كردند . ساعت 2 بعدازظهر همراه سه افسر بحريه و ديگران به يك كرجى نشستيم و در
New Harbour
، كه انبار زغالسنگ و كارگاه كشتىسازى در اينجاست ، پياده شديم . تماشاى خوبى كرديم . در اسكله كشتىسازى پياده شديم و از
Kammanbar
كالسكه گرفتيم و به باغ نباتات ، كه گويا در فاصله 3 ميلى است ، رفتيم . از اين باغ هم تا شهر سنگاپور نزديك 2 ميل راه است . مبلغ 2 يوان [ واحد پول چينى ] براى كرايه كالسكه داديم . به گمانم در اين مسير فقط كالسكه وسيله رفتوآمد مردم است .
هامش
( 1 ) . ياشا : در ژاپن ، زنانى را كه دستخوش خشم و حسد بودند به ياشا ، يا غولى كه ميان روز ظاهر مىشود ، مانند مىكردند .