چهارشنبه 28 ، صاف ، 92 درجه :
دريا بىموج و آرام بود . از ساعت 9 باران تند آمد .
پنجشنبه 29 ، صبح بارانى و بعدازظهر صاف ، 80 درجه .
جمعه 30 ، بارانى ، 82 درجه :
در ساعت 9 صبح ، در مدار 14 درجه و 51 دقيقه عرض شمالى در دريا از زير عمود آفتاب گذشتيم . بار اول است كه به منطقه حاره مىآيم . پيشتر تصور مىكردم كه زير آفتابى كه عمود مىتابد گرما طاقتفرسا است . اما امروز بر اثر باران احساس كردم كه از گرماى هوا نسبت به ديروز كاسته شده است .
شنبه اول ماه مه ، صاف ، 90 درجه .
يكشنبه 2 ، صاف ، 89 درجه :
ساعت 8 صبح كه در درياى نزديك 110 درجه طول شرقى و 11 درجه عرض شمالى بحر پيمايى مىكرديم ، جزيره كوچكى پيشرويمان ديديم . آسمان را كه نگاه كردم ، آفتاب كمى به شمال مايل بود . عصر امروز به دعوت فرماندهء كشتى همه افسران در عرشه با هم شام خوردند . من نيز در اين مهمانى بودم و ساعاتى بسيار خوش گذشت .
دوشنبه 3 ، صاف ، 89 درجه .
ترفند چينيان
سهشنبه 4 ، صاف ، 88 درجه :
بعد از غذا [ ناهار ؟ ] ، پيش رويمان يك كشتى چينى ديديم ، همانكه كشتى ما به آن كشتى نزديك شد ، دو - سه چينى يك كرجى بزرگ را از كشتىشان پايين فرستادند و [ بر آن نشستند ] و شتابان به سوى چپ كشتى ما آمدند . گويا درخواست آب و آذوقه داشتند . پس 2 تو [ - 36 ليتر ] برنج و چهار - پنج دلو آب به آنها دادند ، و آنان تشكر فراوان كردند و رفتند . با آنكه زبانشان را نمىفهميديم ، از ميان حرفها گمان كرديم كه به احتمال از ناحيه كيانگ - ژو به اطراف سنگاپور مىروند ؛ و تصور كرديم كه نبايد در اين مسير گرفتار موج و طوفانى شده باشند . همه بر اين گمان بودند كه آنان [ آب و آذوقه كم نياوردهاند و ] صرفا براى اينكه چيزى از ما بگيرند آمده و درخواست كردهاند .