مىدهد . صيادان مرواريد كالايشان را با تجار ثروتمند عرب معامله مىكنند ، و در برابر آن خوراك و لباس مىگيرند . آنان در غير فصل مرواريدگيرى ( كه سه فصل از سال مىشود ) شغلى ندارند كه درآمد آن مدد معاششان باشد . از اينرو ، در اين ايام از تجار مساعدهء ناچيزى مىگيرند و زندگى بخور و نميرى مىگذرانند . سواحل كه در آن مرواريد به دست مىآيد سنگى و عميق است ، و آنجا ته دريا صخرهاى با شيب تند است . عمق اين نقاط از 12 تا 13 « هيرو » [ هر هيرو برابر 6 شاكو يا 8 ، 181 سانتيمتر ] يا بيش از 20 متر است . در اين عمق كسى نمىتواند بيش از يك و نيم دقيقه زير آب بماند . گويا در فصل زمستان عدهاى از صيادان مرواريد [ كناره خليج فارس ] از اينجا به جزيره سوكوترا [ در يمن ] واقع در دهانه درياى احمر و به سواحل شرق و شمال افريقا مهاجرت مىكنند و در آنجا به صيد مرواريد مىپردازند .
جز مرواريد ، به نظر مىآيد كه اندكى ذخاير معدنى مانند سرب و مس و آهن در اين ناحيه باشد ؛ اما هنوز شروع به استخراج اينها نشده است . از وجود معادن طلا و نقره در اينجا چيزى شنيده نشد ؛ اما گويا چاه نفت كه [ گاز و نفت ] از آن بيرون مىزند و شعله مىكشد در حوالى كرمان و آن سوى كوههاى بوشهر باشد . معدن نمك يا سنگ نمك هم به شرحى كه در بخش جغرافيايى نگاشته شد در سواحل فارس زياد است .
راه و حملونقل
كوه و كوره راهها
در ايران راههاى دشوار گذر و هموار ، هر دو ، هست ، راههاى دشوار گذر بيشتر در نواحى سرحدى است ، مانند راهى كه از بوشهر به داخل خاك ايران كشيده است و به شهر شيراز مىرسد . در اين مسير بايد شش يا هفت بار از كوهستانهاى مرتفع كه از چهار - پنج هزار شاكو [ - 1212 تا 1515 متر ] تا نزديك هفت هزار شاكو [ - 2121 متر ] بلندى دارد ، عبور كرد . در اين ميان فقط در دو كوهستان راهداران راهها را مرمت كرده و قابل عبور نگه داشتهاند . ديگر قطعهها به همان وضع طبيعى [ ايجاد شده با گذشتن مسافر و چارپا ] باقى مانده است ، و راهسازى و تعمير نمىشود . از اينرو است كه راه كوهستانى به وضعى شگفتىانگيز در برابر مسافر سر به آسمان مىكشد و ستيغ بلند كوهها كه گويى ستارهها در بالاى آن به رديف نشستهاند و سنگ و صخره كوه به هيأتى غريب پيش چشم مىآيد . در اينجا درهها بسيار عميق است و آدم و چارپا كه از اين سنگ و ستيغها بالا مىروند تا مىتوانند خود را به كنارهء كوه