تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

باروت‌پيچى

در قورخانه ديدم كه پنجاه - شصت نفر در كار تهيه باروت كاغذپيچ هستند . گويا چون به اين باروت‌ها براى تجهيز جنگ با اكراد نياز عاجل هست ، روزانه پنج - شش هزار بسته از آن درست مىكنند . نيز ديدم كه لوله باروت درست مىكردند . براى اين كار ، كاغذ اروپايى خشن و ضخيم را لوله مىكردند و در آن گرد باروت مىفشردند . اين كار را با دست مىكردند ، نه با ماشين ، و كند پيش مىرود . [ اما ] به كندى كار اهميتى نمىدهند . چنان‌كه ياد شد ، اين لوله باروت هنگام پرتاپ بسا كه به افراد و نيروى خودى صدمه برساند ، و خيلى خطرناك است . در قسمتى ديگر از قورخانه چاشنى و عراده يا گارى توپ درست مىكردند . ساختن چاشنى و باروت‌ريزى همه با دست است [ نه با ماشين و دستگاه ] . پنج - شش نجار هم در كار ساختن گارى توپ بودند . چرخ اين عراده خيلى بزرگ ، و پيداست كه حركت دادن آن سخت و پردردسر است .

راهپيمايى سربازان و نقل‌وانتقال ملزومات قشون

حركت فوج

در قشون ايران ، واحد ويژهء حمل‌ونقل لوازم و تجهيزات ندارند . از اين‌رو هنگام انتقال اين وسايل از جايى به جايى همان وسيلهء نقليهء معمول را كه چارپا - قاطر و خر و شتر - است به كار مىبرند ، و به‌طور كلى چيز خاصى نيست كه به شرح و وصف آن نياز باشد . اما خوشبختانه [ ناظر يك مورد واقعى بودم ] و حمل‌ونقل تجهيزات نظامى را كه براى مقابله با اكراد از تهران روانه مىشد ديدم ؛ و در اينجا به وصف آن مىپردازم .

نمونه‌اى پيش چشم

شنيدم كه در روز 15 ماه اكتبر فوجى از قشون در ميدان اسب‌دوانى بيرون شهر تهران جمع مىآيد و روانه مىشود . خواستم كه طرز راه‌پيمايى نظاميان و نحوه حمل‌ونقل وسايل و ترتيبات ديگر آن را ببينم . سوار شدم و به ميدان اسب‌دوانى رفتم . اما هنگامى رسيدم كه سربازان حركت كرده بودند . به نشانه گردوغبارى كه در دوردست به هوا برخواسته بود
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 121 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا