سربازان بىبرگ و بىنظم
يكى از سربازها كاروانسرادار و ديگرى فراش بود [ به همين قياس هركدام اهل حرفه ديگر جز سربازى بودند ] ، و ديدم كه اين سربازان هيچ پتو يا زيراندازى مانند آن با خود ندارند .
فقط يك بالاپوش سياه يا خاكىرنگ داشتند از پارچهاى زيلو مانند و درشتبافت ، و گفتند كه اين بالاپوش را دولت پس از پيش آمدن شورش اكراد [ و ضرورت بسيج و اعزام قوا ] داده است . نيز ديدم كه سربازان و همراهان ستون نظامى كه در مسير راهپيمايىشان به آبادى و دهى مىرسند ، خودسرانه و بىملاحظه به خانه و باغ مردم وارد مىشوند و شيرينى و ميوه مىگيرند و مىخورند . از اين نمونه رفتار مىتوان درجهء بىنظمى آنها را تصور كرد .
قشون طرز قديم
واحدهاى قشون
دربارهء طرز و شمار قشون قديم با گزارشى كه از افتن امريكايى در دست است ، اختلاف نظر كمتر است . ذكر آن را در اينجا مكرر نمىكنم ، و فقط خلاصهاى فهرستوار مىآورم .
پيادگان
[ قشون پياده به صورت زير شماره مىشوند : ]
20 هنگ ؛ هر هنگ مركب از 1000 نفر
1 هنگ ؛ مركب از 900 نفر
53 هنگ ؛ هر هنگ مركب از 800 نفر
1 هنگ ؛ مركب از 400 نفر
1 هنگ ؛ مركب از 250 نفر
جمع كل : 76 هنگ ؛ مركب از 63950 نفر
اين شمار شامل افسران نيز هست . هر هنگ از گردانها تشكيل نمىشود ، بلكه به ده دسته تقسيم مىشود و هر دسته [ يا ، فوج ] مركب از 100 يا 80 نفر است . فرمانده دسته [ فوج ! ] درجه سرهنگى دارد و در هنگ رياست واحدها و نفرات با صاحبمنصبان است . يك مورد ديده شد كه فرماندهء هنگ درجهء سرتيپى داشت .