شباهت به وضع چين
فكر مىكنم كه طرز و تدبير كار سپاه در اينجا همان به انتظار بخت و اقبال نشستن است . در اين واقعه با پيروزى در فقط يك نبرد به سرتيپ و افسران قشون نشان و خلعت دادند و آن را پيروزى قطعى و نهايى انگاشتند ، و در واقع وضع كلى را از نظر دور داشتند . اين حال را مىتوان با وضع لشكرى چين مقايسه كرد ؛ كه در اينجا پيشتر كه سربازان چينى براى تسخير شهر كاشغر آمدند فقط يك ارك را گرفتند ، اما [ كار را تمام شده و كامل دانستند و ] آنها را تحسين و تقدير كردند و به اين لشكريان يك ماه مرخصى دادند . طرز قشون و لشكررانى ايران هم اين آفت را دارد . نيز شنيده شد كه حشمت الدوله سردار اين لشكر در منطقه درگيرى از بيمارى درگذشت . راست و دروغ بودن اين خبر را هم نمىتوان تأييد كرد . آنچه پيداست قشون دولتى خموده و ناكارآمد است . از طرفى هم كردها در مدت جنگ روس و عثمانى ، نيرويى از اكراد عثمانى بسيج كردند و به يارى [ سلطان ] بايزيد رفتند ؛ و چون قواى عثمانى شكست خورد جبهه خود را تغيير دادند و به مقابله با عثمانى برخاستند و تجهيزات قواى ترك را به يغما بردند ، و خود را با تفنگهاى هنرى مارتين
Henry Martin
مسلح كردند . هنوز هم به اين تفنگها مجهزند و گويا قوهء جنگى بسيار بالايى دارند . تا هنگام عزيمتم از ايران نتوانستم از پايان كار درگيرى كردها با قشون دولتى ايران اطلاع يابم .
قورخانه
توپريزى
قورخانه [ يا تأسيسات اسلحهسازى ] روبروى كاخ سلطانى در تهران واقع است . روز 30 اكتبر سال 13 ميجى [ 1880 م . ] از اينجا كه ساختمان بسيار بزرگى دارد ديدن كردم . اما در همهء اين تأسيسات فقط دو ماشين بخار ، براى توپريزى و براى تفنگسازى ، كار مىكرد .
نخست به جايى كه توپ مىريختند رفتم و ديدم كه به طرز رفى [ ؟ ]
Reffy
فرانسوى كار مىكنند ؛ لوله توپ به قطر هشت سانتيمتر كه گلوله 12 پاوندى به آن مىخورد براى توپ صحرايى كه از جلو گلوله در آن مىگذارند و گلوله گرد توى لوله مارپيچ است ، مىساختند .
در كار ريختن نزديك 30 توپ بودند ، و لولههاى ريخته شده را صيقل مىدادند و در جاهاى لازم سوراخ مىكردند . طرز ريختن اين [ لوله ] توپها چنين است كه خاك را گل و خمير مىكنند و با آن قالب درست مىكنند و نيز چوبهاى [ نى ؟ ] باريك را از خاك پر مىكنند و آن را از پشت در قالب فرد مىبرند و سپس آلياژ فلز ذوب شده را در قالب مىريزند . پس از