دو روز كه فلز سرد شد ، قالب را مىشكنند و چوبهاى باريك را هم از ميان لوله در مىآورند . آنگاه سطح بيرونى لوله توپ را با دستگاه صاف مىكنند و صيقل مىدهند و توى لوله را هم با تراشيدن مارپيچ مىاندازند . طرز توپريزى آنها از اصل دقيق نيست ؛ و مىبينيم كه پس از ريختن توپ چوبهاى باريك را از توى لوله درمىآورند و سپس كمى تراش مىدهند و مارپيچ مىاندازند . اين است كه سطحش زبر است و پس از ريخته شدن [ رو و توى لوله ] ناهموارى زياد دارد و تركيب فلزها [ و ساختن آلياژ ] هم هميشه دقيق نيست . طرز مارپيچ انداختن توى لوله هم از اصل نادرست است . در [ طرح و اندازهء ] دهانه و انتهاى لوله هم تفاوتى نگذاشتهاند . وضع آن مانند توپهايى است كه گلوله 24 پاوند مىخورد و پيشترها در ژاپن زياد مىساختند . مارپيچ دادن توى لوله همچنان است . فكر مىكنم كه با اين توپها نه فقط نمىتوان نشانهگيرى كرد و گلوله انداخت ، بلكه بر اثر تركيدن لوله آن [ در موقع آتش كردن توپ ] به سربازان خودى آسيب و شكست مىرسد . گلوله اين توپها را هم بسيار خشن مىساختند ، و پارههاى گلوله خوب با هم وصل و تركيب نمىشد .
اما ، چنانكه ديدم ، گلولهاى را براى توپ
Uchatius
، كه از اتريش گرفتهاند ، درست مىكنند كه تا اندازهاى به كار مىآيد .
تفنگسازى
در كارخانهء تفنگسازى ديدم كه تفنگهاى نوع كهنه ، كه از جلو گلوله مىگذارند و لوله مارپيچ دارد ، به انبوه درست مىكنند . اين تفنگها ، مانند تفنگ مينيه
Minie
هلندى ، لوله نازك دارد و مانند اين است كه در لوله تفنگ گوير
Geweer
خط مارپيچ تراشيده باشند .
مارپيچ آن هم بسيار كمعمق است . از اينرو گلوله آن چندان دور نمىرود و [ لوله آن ] با پرتاب پنج - شش گلوله مانند فلز گداخته گرم مىشود ، چنانكه نمىتوان به آن دست زد .
جز آنچه كه وصف شد دو - سه نوع تفنگ ديگر مىساختند : تاباتيه و شاسپو « 1 » ، و ديگر تفنگى كه با تغيير طرح تفنگ شاسپو ساختهاند تا بتوانند فشنگهاى تفنگ ورندل
Werndl
اتريشى را با آن پرتاب كنند . به ظاهر خوشدستتر شده است ، اما نمىتوان گفت كه خوب و شكيل است . از سازندگان تفنگ مينيه خواسته شده است كه براى قواى دولتى كه با اكراد مقابله مىكند تفنگ بسيار بسازند . تعداد تفنگهاى ورندل در انبار ذخيره محدود است ؛ امّا ساختن تفنگ مينيه آسانتر است ، و از اينرو است كه سربازان نظام قديم ايران همه اين تفنگ را به كار مىبرند .
هامش
( 1 ) .Tabatiere، ساخت سال 1867 كه از پشت گلوله مىخورد ؛Chasspot، كه سالهاى 1866 تا 1874 م .
در ارتش فرانسه استفاده مىشد .