تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

سربازهاى پيشه‌ور

اين افراد در پايتخت قرارگاه ندارند . و چنان مستقر نشده‌اند كه براى مقابله با رويدادهاى غير منتظره به‌كار آيند . پيادگان در ولايات و بلوكات پراكنده‌اند و در هر محل حفاظت ناحيه به آنها سپرده است ؛ بر خلاف ژاپن كه بخشى از سربازان پياده مستقر در ايالات مهم از پايتخت مأمور فرستاده شده‌اند و شمارى ديگر در هر ايالت و از مردم آن‌جا به خدمت گرفته شده‌اند . افراد قشون ايران وضع شبه‌نظاميان را دارند كه مجازند كه در خانه خود به‌سر برند [ نه در قرارگاه و پادگان ] و به حرفه و پيشه‌اى بپردازند ، و به اين افراد نيم [ سرباز موظف تمام وقت ] حقوق مىدهند . از اين‌رو مىگويند كه شمار اعلام‌شده براى هر هنگ بيش از اندازهء واقعى است . حقيقت اين است كه اين تعداد فقط روى كاغذ است و شمار واقعى افراد هر هنگ ميان 500 تا 600 نفر است .

اسلحه سربازان

از نظر نوع سلاح ، همه سربازان تفنگ مينيه
Minie
دارند و لباس پنبه‌اى خشن كه رنگ زرد پريده‌اى دارد و بسيار كثيف مىنمايد مىپوشند . سربازانى هستند كه با اين‌كه جزء نفرات قشون‌اند در قرارگاه‌هاى ويرانه يا سرپناهى [ محقر ] ، يا كه دسته‌جمعى زير چادرى كه در بيرون ساختمان زده‌اند سر مىكنند .

وصف يك اردو

مقارن روزى كه وارد تهران مىشديم [ و پشت دروازه توقف داشتيم ] يك بار سواره بيرون شهر را گشتم و اينجا و آن‌جا در دوردست چادرهايى سفيد نظرم را به خود گرفت ؛ و چون به آن‌سو راندم و نزديك شدم ، ديدم كه سه رديف ، و در هر رديف هفده چادر ، زده‌اند و در هر چادر حدود ده سرباز جاى دارند . جز اين‌ها ، هفت چادر بود كه جلوى آن تفنگ‌ها را به رديف [ هر سه قبضه از لوله به هم تكيه داده ] چيده بودند . تصور كردم كه اين چادرها از آن صاحب‌منصبان است . چادرها بر روى هم 58 دستگاه بود و شمار سربازان نزديك 500 نفر ؛ يكى توى چادر نشسته و قليان يا چيق مىكشيد و ديگرى پيراهن از تن درآورده و برهنه نشسته بود و شپش مىجست ، و يكى از تهران خواربار خريده بود و برمىگشت ، و يكى ديگر بوته و خس و خاشاك جمع مىكرد تا به جاى هيزم بسوزانند . چندش‌آورترين وضعى بود كه مىشد تصور كرد ، و به ديدن اين حال بسيار شگفت‌زده شدم و [ براى اين‌كه نبينندم ] را هم را از پشت چادرها دنبال كردم . اما اينجا را سربازان و نفرات اردو مستراح ساخته بودند و در زمينى با