شورش ] فرستادند كه پنج افسر اتريشى [ مربى قشون ] هم با آن همراه بودند ، و هركدام ازينان مأموريت سركردگى يا فرماندهى داشت . مربيان اتريشى كه به اين مأموريت جنگى گسيل شدند افسران زير بودند :
دو واگنر
De Wagner
/ سلطان ؛ سركردهء توپخانه
بارون ريسنر
Baron Reisner
/ نايب اول ؛ فرماندهء سپاه
دوبيكسكى
De Biksky
[ ؟ ] / نايب اول ؛ فرماندهء هنگ اول
كوزاك
Kuzak
[ ؟ ] / نايب اول : فرماندهء گردان شاپور
شمور
Chez Moure
[ ؟ ] / نايب اول : فرماندهء سپاه
كنار ماندن افسران ايرانى
بدينگونه به معلمان فرنگى مأموريت خارج از وظيفه آنان داده و از حد اختياراتشان تجاوز شده بود . افسران ايران به ناچار زيردست آنها شده بودند . در اين وضع ، افسران ايرانى نمىتوانند كسب تجارب و ابزار لياقت كنند ؛ و اينها هم در كارشان كوتاهى مىكنند . تصور مىشود كه به سبب اين رويه است كه افسران و سربازان صاحب استعداد و لياقت [ ايرانى ] در قشون به عرصه نمىرسند . اما اين را هم بايد گفت كه چنين وضعى بارآمد سياست و سازماندهى نظامى ايران هم هست .
شورش شيخ عبيد الله
اكراد ساكنان سرزمين كردستاناند ، كه اين پهنه در ايران و عثمانى گسترده است و اكراد در اين هر دو كشور زندگى مىكنند و مركب از طوايف بزرگ و متعدد هستند و همهء آنها مانند [ بيشتر ] مردم عثمانى مذهب سنى دارند كه با شيعه ، مذهب مردم ايران ، متفاوت است .
بخشى كه جزء ولايت آذربايجان است ولايات ثلاث « 1 » ناميده مىشود . ايلخانى اينجا شيخ عبيد الله ، كه حالا سر به شورش برداشته است ، بود . دربارهء علت اين شورش نظرهاى گوناگون گفته مىشود و موضوع روشن نيست . ابتدا مىگفتند كه حاكم ولايات ثلاث كوشيده كه از اين طوايف كرد ماليات بگيرد و ايلخان در برابر اين كار مقاومت كرده بود . پس به زودى عمو [ يا دايى ] زاده او را دستگير كردند و به زندان انداختند و ايلخانى از اين اقدام به خشم آمده و از حاكم خواسته بود كه او را رها بكند . اما حاكم مأمورانى براى دستگير كردن خود ايلخانى
هامش
( 1 ) . مركب از ملاير و نهاوند و تويسركان . فوروكاوا با خط هجانگار ژاپنى ( كاتاكانا ) « ثلاث بكوك » نوشته است .