ساخته شده و اسبها را در اصطبل كنار ديوارهاى چپ و راست ايستاده نگاه مىدارند ، و جاى اسبها چنانكه در ژاپن است با تخته جدا نمىشود . از سوراخ نيمدايرهاى كه بالاى ديوار اصطبل است به اسبها خوراك مىدهند .
اسب ايران
اسب ايران ريزجثه است و طبيعت آرام هم دارد ، و اسبها با هم ستيزهجويى نمىكنند ؛ و اينجا مانند اصطبل سوارهنظام ژاپن نيست كه لگدپرانى و دندان گرفتن اسبها زياد باشد .
خوراكى كه به اسبها مىدهند فقط كاه و اندكى جو است ، كه با يونجه مىآميزند . چشمهاى اسبها همه گود رفته ، كه به نظر مىآيد كه اين از سوءتغذيه است . مىگويند كه پيش از اين در ايران اسب خوب زياد بود ؛ اما اين نبايد چندان حقيقت داشته باشد . برعكس ، اسبى كه در عربستان يا در سرحدات عثمانى در جنوب غرب و در سرزمينهاى تركستان در شمال بار مىآيد بلندبالا و درشت اندام است . اما همهى اين اسبها را براى سوارى اعيان و اشراف بهكار مىگيرند ، و به علت گرانى اين اسبها نمىتوان از آن براى سوارنظام تهيه كرد . از اين رو است كه اسبهاى نحيف نصيب سربازها مىشود .
ايرانيان سواركار
امّا ايرانىها معمولا سواركاران خوبى هستند [ و نامرغوبى اسب را با مهارت خود جبران مىكنند ] ؛ و از آنجا كه ايران سرزمينى پهناور و داراى جلگهها و بيابانهاى گسترده است ، قشون راندن با سربازان پياده راحت نيست . اگر سوارهنظام تقويت بشود ، ايران كشورى بسيار نيرومندتر خواهد شد .
نگارنده روزى به دعوت سرهنگ روسى [ فرمانده و مربّى سوارنظام ] در ميدان مشق بيرون شهر طرز تعليم دو هنگ سوار را ديد . افراد اين هنگها بر روى هم 450 نفر بودند كه به هشت گروهان جدا شده و هر گروهان حامل پرچم آبى يا سرخ بود . در آغاز ، مشق گام برداشتن به جلو و پس رفتن كردند ، و پس از آن تاختن به پهلو و به راست و هجوم يكبارهء هنگ و حركات ديگر را تمرين كردند ؛ و در پايان رژهء افراد هنگ و عمليات چابكسواران را ديدم . آنان همه با مهارت بسيار نمايش مىدادند .
مستمرّى افسران و اجزاى قشون
مواجب افراد قشون از سرهنگ تا سرباز به مقدار زير است :