حكومتى كه براى كارهاى مربوط به ده مىآيند با كدخدا است ، و او بايد هميشه دستكم يك ماديان آماده نگهدارد .
مخارج اين پذيرايىها ، سواى مخارج خود كدخدا ، هر سال نزديك 30 تومان مىشود ؛ و هنگامى كه مالك به ده مىآيد دوره اقامتش معين نيست [ و ممكن است كه طولانى باشد ] . پس رعايا بارها متحمل زيان مىشوند .
گندم يك من 25 شاهى
قيمت غله كه در محل برداشت مىشود به مبالغ زير است :
گندم - يك من 25 شاهى ، جو - يك من 5 ، 12 شاهى ، برنج - يك من 50 شاهى ،
پنبه - يك من 1 قران و نيم ، ذرت - يك من 10 شاهى ، كنجد - يك من 70 شاهى .
ابزار كشت ؛ هزينهء زندگى
ابزارى كه در كشاورزى به كار برده مىشود شامل « خيش » كه بيل ساده است ؛ بوره ، يا خرمن كوب كه چارپا آن را مىكشد ؛ « داس » ؛ جوال كه گونهاى كيسه است ؛ بيل ؛ . . . دو - سه غربال ؛ و طناب است .
جز اين ، براى هر كشاورز پايين درجه ابزار براى كشت كردن يك گاو زمين [ زمينى كه بتوان با يك گاو شخم زد و كشت كرد ] نياز است . قيمت اين ابزار دستكم 50 قران مىشود .
چنين زارعى هر سال براى گذراندن زندگى نزديك به 200 قران هزينه مىكند ، و اسباب خانهاش معمولا در دو سه ظرف مسين ، يكى دو فرش و زيرانداز و قالي [ چه ] و كمى ظروف چينى و بطرى خالى جاى نوشابه « 1 » و . . . خلاصه مىشود ، كه اينها بر روى هم بيش از 20 تومان نمىارزد . هزينه ساختن حصار دور قلعه [ روستا ] را مالك مىپردازد ، و ديوار و حصار گرداگرد زمينهاى زراعى را رعايا مىسازند . نيز هر رعيت قطعه زمين كوچكى را براى [ مصرف ] خودش [ صيفى ] مىكارد . . . ، و اين زمين را از مالك امانت مىگيرد ؛ اما مالك در مصرف اين زمين تصرفى ندارد .
هامش
( 1 ) . در متن آبجو يا آب سودا نوشته ، كه به احتمال به علت آشنا نبودن با زندگى ايرانيان شيشههاى گلاب يا آبغوره يا مانند آن را به جاى بطرى آبجو و سودا گرفته است .