و در نقل ديگرى است كه امام عليه السلام به ابن عبّاس فرمود :
اين نوشتهام را نابود ساز و آن را باقى مگذار « 1 » .
اين سخن صراحت دارد در اينكه حضرت على عليه السلام از بيانِ حكم خويش در اين مسئله و افتادنِ نوشته وى به دستِ نا اهلان ، بيم داشت .
از عبدالله بن مسعود مانند اين روايت نقل شده است .
از شعبة بن توأم ضبّى روايت شده كه گفت :
برادرى داشتم كه در عهد عُمَر درگذشت و برادرانى به همراه جدش از او بر جاى ماندند . نزد ابن مسعود آمديم ، او يك ششم ارث را با وجود برادران به جد داد .
پس از آن ، برادر ديگرم در عهد عثمان از دنيا رفت و برادران و جدش بر جاى ماندند ، نزد ابن مسعود آمديم ، يك سوم ميراث را با وجود برادران به جد داد .
گفتيم : به جدّ ما از ميراث برادر اوّلمان يك ششم ارث را دادى و اكنون يك سوم را مىدهى ؟ !
گفت : ما به قضاوت رهبرانمان حكم مىكنيم « 2 » .
در اينجا ابن مسعود اشاره دارد به اينكه نمىتواند آنچه را از پيامبر شنيده يا آنچه را به نظرش مىرسد ، آشكارا بيان دارد ؛ چراكه اقوال عُمَر در اين باره مختلف است ، و به آنچه خلفا حكم دادند بسنده مىكند .
اين پاسخ ابن مسعود تا حد زيادى شبيه به جوابى است كه وى در پاسخِ كسى ابراز داشت كه از او پرسيد : در منى با پيامبر دو ركعت نماز گزاردى ، سپس با عثمان چهار ركعت ؟ ابن مسعود گفت :
هامش
( 1 ) . فتح البارى 12 : 21 .
( 2 ) . المحلّى 9 : 285 - 286 .