تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
ليكن عثمان امام است ، بر خلافِ او رفتار نمىكنم ، مخالفت با او شَر برمىانگيزد « 1 » . اختلاف اقوال عمر درباره جد ، سپس آراى گوناگون صحابه در اين زمينه ، بعضى از فقها را به ظنّ اشتباه آميزى افكنده است ، دسته‌اى گفته‌اند : براى جد با وجود برادران ، چيزى معلوم ( و معينى ) از ارث نيست ، برحسب آنچه خليفه حكم كند چيزى به او داده مىشود « 2 » . آرى ، گروه حاكم ، مىخواستند نظر خلفاى گذشته را تثبيت كنند و بر مخالفت روش امام على عليه السلام و ابن عبّاس اصرار ورزند . از حجّاج رسيده كه پيكى نزد شعبى فرستاد تا درباره مسئله ( ارث ) جد از او بپرسد . شعبى گفت : ابن مسعود ، على ، عثمان ، ابن عبّاس و . . . در اين باره سخن گفته‌اند . حجّاج گفت : آنچه را ابن عبّاس بر زبان آورده گرچه سخن استوارى است . . . به قاضى دستور دهيد كه بر اساسِ حكمِ عثمان ، فتوا دهد « 3 » . از اين شواهد به دست مىآيد كه نگرش روشن و يك نواختى كه نزد امام على و اهل بيتعليهم السلام مىباشد ، برگرفته از كتابى است كه با املاى پيامبر صلى الله عليه و آله به نگارش درآمد ، و نگرش تيره و مه آلود به منع كنندگانِ تدوين تعلّق دارد .

2 . مسأله‌اى در صيد

حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : پدرم با ترس و بيم فتوا مىداد و ما درباره بيان حكم حيوانى كه توسط بازها و شاهين‌ها صيد شود ، بيم داشتيم . امّا اكنون نمىترسيم و صيد آنها را حلال نمىدانيم مگر اينكه شخص بتواند صيد را زنده بيابد و سر ببُرد ؛ چراكه در كتاب
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى 3 : 144 ؛ البداية والنهاية 7 : 228 . ( 2 ) . المحلّى 9 : 283 . ( 3 ) . المحلّى 9 : 289 .