كيسان با زُهرى درباره سخن يك صحابى با هم اختلاف كردند ؛ ابن كيسان مىگفت كه آن سخن ، سنّت نمىباشد ، ليكن زُهْرى بر تدوين آن اصرار داشت ؛ زيرا معتقد بود كه اقوال صحابى سنّت است . ابن كيسان مىگويد : او تدوين كرد و من ضايع ساختم .
شيخ محمّد ابو زهره مىگويد :
مالك ، فتواى صحابه را به عنوان سنّت ، برمىگرفت « 1 » .
و اين چنين ، اختلاف آراى صحابه به اصولِ حديثى راه يافت و قانون شرعى گشت كه مخالفت با آن ناممكن شد تا آنجا كه مىبينيم اختلافِ نقل از يك صحابى چنين حالى يافت كه شخصى نظرِ نخست او را برگرفت و شخصِ ديگر به رأى دوم او گراييد .
همه اينها روشن مىسازد كه سنّت نبوى - در نزد اهل سنّت - دو مرحله را پيمود :
الف ) مرحله منع ؛
ب ) مرحله تدوين .
در مرحله منع ، آراى صحابه شرعيّت يافت و سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله با سنّتِ صحابه درآميخت ؛ و در مرحله تدوين ، اين آراى مختلف نوشته شد و به عنوان قانونِ الزامى شريعت مطرح گشت .
امّا مدرسه « تعبُّد محض » تنها داراى يك مرحله است و آن ، تمسّك به سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد و آنچه امام على عليه السلام به دست خويش از زبانِ آن حضرت نگاشت ؛ و از اين روست كه در مسائل فقهى مكتب تعبّد محض ، اختلافِ اساسى نمىنگريم .
و اينك نمونههايى از اين مطلب :
1 . ارث
از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت :
هامش
( 1 ) . ابن حنبل ( ابى زهره ) : 252 - 255 ؛ مالك ( ابى زهره ) : 290 .