ظاهر اين است كه هرگز نيازى به اين طريق نيست ؛ زيرا بىترديد امثالِ اين كتابها - كه مدار شيعه بر آنها بود - بيشتر از شهرتِ كتب اربعه نزد ما ، ميانِ آنان اشتهار داشت .
شكّى در اين نيست كه آوردنِ طريق براى صحّتِ انتساب كتاب به صاحبِ آن است . زمانى كه كتاب متواتر باشد ، تمسّك به اخبار آحاد صحيح [ براى صحّتِ انتساب ] مانند شناساندن خورشيد است به چراغ « 1 » . . .
سپس مىگويد :
مقصود از كتابِ مشيخه ، كتابى است كه حسن بن محبوب آن را گرد آورد و اخبار شيوخ - اصحابِ ابو جعفر و ابو عبدالله و ابو الحسنعليهم السلام - را تأليف كرد . وى از كتابهاى 60 نفر از اصحاب ابو عبدالله روايت مىكند كه آنان آنچه را مىشنيدند مىنوشتند و عادتشان اين بود كه هر خبرى را كه مىشنوند هر روز در كتابهايشان بنويسند . اخبار در اين كتابها پراكندهاند ؛ زيرا آنان در هر روز ، احكام طهارت ، نماز ، حج ، تجارت ، نكاح ، طلاق ، ديات وجز آن را كه مىشنيدند ، در كتابهايشان مىنوشتند .
حسن بن محبوب ، اخبار شيوخ را بر ترتيب ابواب فقه مرتب ساخت ، همان اخبارى كه پراكنده بود و مثل اين كتابهايى كه در دستِ ماست نبود .
سپس اين شيخ آنها را بر اساسِ ترتيب نامهاى شيوخ گرد آورد ؛ مثلًا بر ترتيب اسم زراره آنها را جمعآورى كرد و نخست اخبار او را مرتّب آورد ، پس از آن اخبار محمّد بن مسلم را مرتّب آورد و همين طور ادامه داد .
فائده اين ترتيب بيشتر بود ؛ زيرا اگر خبر زراره را مىخواستند ، همه در يك جا جمع بود و امكان مقابله آن با اصلِ زراره وجود داشت ، گرچه ترتيب اول نزد ما
هامش
( 1 ) . روضة المتّقين 1 : 327 - 328 .