تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
بهتر است ؛ به همين جهت مشايخ ثلاثه ما « 1 » هر كتابى را با آنچه در اصول ديگر يافتند در كتاب‌هاى چهارگانه‌شان « 2 » آوردند . و چون اين ترتيب بهتر بود و آن را با اصول مقابله كردند و جمع را موافق يافتند ، آن اصول را واگذاشتند و بر اين كتاب‌ها اعتماد ورزيدند « 3 » . نيز مجلسى مىگويد : اين اصول نزد اصحاب ما وجود داشت و با تقرير ائمّه‌اى كه در زمان آنها مىزيستند - بر عمل به اين اصول - بر آن ، عمل مىكردند . اين اصول نزد ثقة الإسلام ( كلينى ) و رئيس المحدّثين ( شيخ صدوق ) و شيخ الطائفه ( شيخ طوسى ) وجود داشت ، و از آنها اين كتاب‌هاى چهارگانه را گردآوردند . و آن گاه كه كتاب‌هاى شيخ طوسى و شيخ مفيد آتش زده شد ، بيشتر آنها از بين رفت و بعضى از آنها نزدشان باقى ماند ، حتّى نزد ابن ادريس بخشى از آنها بود و بعضى از آن اصول تاكنون باقى مانده است . ليكن چون كتب اربعه موافق با اين اصول بودند و با ترتيب بهترى مرتّب گشتند ، به نقلِ اصول چندان اهتمامى نشد « 4 » . سپس مجلسى بعضى از عواملى را كه رجال شناسان ، اصحاب اصول را در كتاب‌هاى رجالىشان نياورده‌اند ، ذكر مىكند ، آن گاه مىگويد : و يا ( نياوردن اسامى صاحبان اصول چهارصدگانه به جهت فاصله زمانى ميانِ ارباب رجال واصحاب اصول وديگراصحاب كتب است كه افزون بر هشتاد هزار كتاب مىباشد ( چنان كه با وارسى به دست مىآيد ) .
هامش
( 1 ) . مقصود از مشايخ ثلاثه ، شيخ كلينى ، شيخ صدوق ، و شيخ طوسىاند ( م ) . ( 2 ) . يعنى كافى ( اثر كلينى ) من لا يحضره الفقيه ( اثر شيخ صدوق ) و تهذيب و استبصار ( اثر شيخ طوسى ) ( م ) . ( 3 ) . روضة المتقين 14 : 329 - 330 . ( 4 ) . روضة المتقين 1 : 86 - 87 .