نقل شده كه نزد سيّد مرتضى هشتاد هزار مجلّد از مصنَّفات و محفوظات و مَقرُوّات ( چيزهايى را كه بر اساتيدش خواند و آنان تأييد كردند ) وجود داشت .
وَشّاء ذكر مىكند كه وى تنها در مسجد كوفه از نُهصد شيخ حديث شنفت كه هر كدام مىگفتند : برايم حديث كرد جعفر بن محمّد « 1 » .
شيخ طوسى در مقدمه الفهرست مىگويد :
من تضمين نمىكنم كه نام همه كتابها را گرد آوردهام ؛ چراكه تصانيف اصحاب ما و اصولِ آنها - به جهتِ كثرت پراكندگى آنان در سرزمينها - به ضبط درنمىآيد « 2 » .
سيّد محسن امين در اعيان الشيعه از حافظ احمد بن عُقْدَه زيدى كوفى ، نقل مىكند كه وى كتاب جداگانهاى را درباره كسانى كه از آنها روايت مىكرد ، سامان داد . در آن نام چهار هزار نفر را گرد آورد و مُصنّفات آنان را ذكر كرد ، و همه راويان خود را نياورد .
چنين امتيازاتى است كه شيعه را برانگيخت به اصول خويش ( از نظر قرائت بر استاد و حفظ و تصحيح ) اهتمام ورزد ؛ زيرا فقه و حديث شيعه از آن مايه مىگرفت .
شيعه و بهرهگيرى از اصول
شيخ صدوق در مقدمه كتاب مَن لا يَحْضُرُه الفقيه مىنويسد :
چونان مُصَنِّفان قصد نكردم همه آنچه را راويان باز گفتهاند گرد آورم ، بلكه به نقلِ احاديثى پرداختم كه طبقِ آنها فتوا مىدهم و صحيحشان مىدانم و معتقدم كه آنها ميانِ من و پروردگارم حجّتاند . آنچه در اين كتاب هست ، از كتابهاى مشهورى استخراج شده كه مورد اعتماد و مرجع است ؛ مانند كتاب حريز بن عبدالله سِجِستانى ، عُبَيدالله بن على حلبى ، كتابهاى عَلى بن مَهزيار اهوازى ، حسين بن سعيد ، نوادر احمد بن محمّد بن عيسى ، نوادر الحكمه محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى ، كتاب الرحمه سعد بن عبدالله ، جامعِ شيخ ما محمّد
هامش
( 1 ) . روضه المتقين 1 : 87 .
( 2 ) . الفهرست : 2 ؛ الذريعه 2 : 128 .