مشهور اين است كه اصول چهارصدگانه ( اثر چهار صد نفر ) از سوى رجال [ شاگردان ] امام صادق عليه السلام تأليف شده ، بلكه در مجالسِ سماع و روايت از آن حضرت به نگارش درآمده است ، .
كسانى از عامّه و خاصّه كه از آن حضرت روايت كردهاند ، نزديك به چهار هزار نفرند ، كتابها و مُصَنّفاتِ آنها زياد است جز اينكه آنچه معتبر دانسته شده و بر آن تكيه مىشود و اصول نام گرفته است ، همين چهار صد اصل مىباشد « 1 » .
شهيد ثانى در شرح الدراية مىگويد :
امرِ متقدّمان بر چهار صد مُصَنَّف مربوط به چهار صد مُصَنِّف استقرار يافت ، آنها را اصول ناميدند و اعتمادشان بر آنها بود ، سپس روزگار چنين اقتضاء كرد كه بخش بزرگى از اين اصول از بين برود . گروهى آنها را - براى آنكه به آسانى در دسترس باشد - در كتابهاى ويژهاى خلاصه كردند كه بهترين گردآورى از آنها در اين چهار كتاب است : كافى ، تهذيب ، استبصار ، مَن لا يَحْضُرُهُ الفقيه « 2 » .
اسامى بعضى از اصحاب اين مُدَوَّنات در اين كتابها آمدهاند : رجالِ عبدالله بن جَبَله كنانى ( م 219 ه - ) ، مشيخه حسن بن محبوب ( م 224 ه - ) ، رجالِ حسن بن فَضّال ( م 224 ه - ) ، رجالِ على بن حسن بن فَضّال ، رجال محمّد بن خالد بَرْقى ، رجالِ احمد بن محمّد بن خالد برقى ( م 274 ه - ) ، رجالِ احمد عقيقى ( م 280 ه - ) و ديگران .
شيخ محمّد تقى مجلسى در روضة المتقين - كه شرحى بر كتاب مَن لا يَحْضُرهُ الفقيه است - هنگام شرح مَشيخه صدوق مىنگارد :
احمد بن حسين بن عبدالملك اوْدى ، بيشتر در طريقِ حسن بن محبوب مىآيد كه از وى روايت مىكند و اگر نام جد آن را نياورد به ديگرى مشتبه مىشود . . .
هامش
( 1 ) . الرواشح السماويّه : 98 .
( 2 ) . الحدائق الناضرة 1 : 18 ؛ وسائل الشيعه 30 : 201 ؛ نهاية الدراية : 122 .